رقص ماه<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

رقص ماه

مجله چوک

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

برایم حیرت‌آور بود که چرا ماه تنهاست، تنهاتر از همۀ عالم آن هم با درخشش بی‌نظیرش، برایم گُنگ بود که دیگر چی چیزی می‌تواند رقیب ماه شوند، می‌گویم رقیب ماه، یعنی زیبا، نورانی و تنها. همیشه ماه را دوست داشتم و دلیل این دوست داشتن بی‌همتا بودن آن است.

هنگامی که از کلکین‌چۀ خانۀ کوچک و فرسودۀ خود بیرون را نگاه می‌کردم تنها نور ماه بود که از میان این شکاف کوچک می‌دیدم و تقریبآ با این منظره عادت کرده بودم، شاید این تنها من نبودم که با این نور عادت کرده بودم، شاید دیگران هم به این زیبایی ماه عادت کرده بودند و از کلکین یا برندۀ خانه، نمی‌دانم شاید از بالای بام‌های کاگلی به ماه نگاه می‌کرد. دیدن ماه مرا به …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۰ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (مرداد ۱۴۰۴) منتشر شده است.