
نوشتن درباره آنچه از من خواسته شده کار آسانی نیست. هم دوست دارم بنویسم. هم دوست ندارم. اما باید فکر کنم که وظیفه چیست... شاید این بهترین ایده باشد... نوشتن با نام مستعار برای کسانی که تو را نمیشناسند... اما باید نوشت...
صفحات زندگی من سراسر خاطره است... همیشه آرزو داشتهام همه را کتاب کنم اما مشخصبودن نام نویسنده مانع من برای نوشتن شده چون کار سخت و پیچیدهتر از هر زمان میشود. هنوز نمیدانم باید بنویسم یا نه اما به درخواست مینویسم شاید اصلاً جایی چاپ و نشر هم نشد. یعنی قابلیتی برای چاپ و نشر پیدا نکرد.
خاطراتی که رنگ و بوی اتصال و ارتباط با خداوند و اهل بیت داشته باشد بسیار دارم. چون نمیدانم چرا اما شرایط بسیار سختی را بارها در زندگیام تجربه کردهام. شرایطی که مرا به خانه آخر برساند و طبق آیه قرآن کریم که برخی مردم در یک کشتی طوفانزده در میان امواج سخت یک اقیانوس آشفته است که از صمیم قلب …