پژواک ربنا<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

پژواک ربنا

مجله عین

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark
پژواک ربنا

«همه ما از کودکی، وقتی هنوز به سن تکلیف نرسیده بودیم، خاطراتی داریم از اینکه دلمان می‌خواست روزه بگیریم. معمولاً پدر و مادرمان از روی مهر و اینکه نکند ضعیف شویم، سرگیجه بگیریم و سماجت بورزیم و اتفاقی بیفتد، یا توان نگه داشتن روزه را نداشته باشیم و حریم نگه نداریم و این تجربه تبعاتی داشته باشد که در زمان خودش صبر در روزه را کمرنگ کند، با زبان خوش ما را از این انتخاب نهی می‌کردند، وقت سحر ما را بیدار نمی‌کردند، یا به روزه کله گنجشکی فرا می‌خواندند و برایمان از این نوع روزه که برای بچه‌ها اختراع کرده بودند ثواب‌هایی برمی‌شمردند و دلخوشمان می‌کردند. اما اغلب ما تجربه‌هایی از روزه گرفتن داریم؛ …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ سوم، مجله مطالعات آیینی عین، (بهار۱۴۰۳) منتشر شده است.