صداهای جاری<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

صداهای جاری

مجله عین

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark
صداهای جاری

داشتم در ذهنم تمام صداهایی که در وجودم رسوخ کرده و ریشه‌دار شده را مرور می‌کردم. همهمه‌ای شد از صداها و لحن‌ها و فریادها و ارشادها و منع‌ها و سرزنش‌ها و... انگار هر صدایی که با ظرافت و زیرکی توانسته باشد در بین همه صداها، بالاتر بیاید و متمایز گردد و جلوه‌گری کند، در ما اثرگذارتر است و جهت زندگی و حرکت را بالاتر از بقیه به ما نشان می‌دهد. همین‌طور است در خصوص صداهای رده دوم، رده سوم... تا جایی که برخی صداها دیگر در شلوغ پلوغی‌های روزگار هیچ نائی برایشان نمی‌ماند و شنیده نمی‌شوند. در کتاب‌های بازاریابی خوانده بودم که در محیط‌های شلوغ و پرمحرک، آن محرکی ادراک می‌شود که خوب و تمیز متمایز شده باشد و هر که فقط جلوه‌گری کند معلوم نیست به همان اندازه قدر ببیند و بر صدر نشیند. در واقع تیر خلاصی بود بر این بیت:

با صدهزار جلوه برون آمدی که من

با صدهزار دیده تماشا کنم تو را...[۱]

یعنی شاید مرا آن جلوه‌گری نتواند جلب و جلد خود نماید...

در بین همه صداهای منتشر در عالم، برخی صداها عالمگیر شده و در جان و دل بشر فرو رفته و برخی صداها گوشه‌ای در تاریخ مانده، شاید روزی به‌دلیلی رمزگشایی شود و زنده گردد و شاید هم تا روز رستاخیز گم و مهجور بماند. برای خود من، برخی صداها، هر چند بر آنها تاریخ‌ها گذشته است لکن تازه و زنده خودنمایی می‌کنند؛ انگار همین دیروز و امروز بوده که از حنجره‌ای درآمده یا از بلندگویی منتشر شده و عجین جان و دل گشته است. به نظر امضای هر فرد نیز برگرفته از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ دو، مجله مطالعات آیینی عین، (۱۴۰۲) منتشر شده است.