
«نه! نشد... یه جوری بگید که صداتون برسه به بچههای فلسطین!» این جملهای بود که سالها پیش، آقای زارعی - معاون مدرسه - سر صفِ صبحگاه، آن را با شور و حرارت پشت بلندگو میگفت و بعد از گفتنش صدای فریاد هماهنگ بچهها میپیچید توی حیاط. البته فقط همین یک جمله نبود. آقای زارعی چند جمله دیگر هم شبیه این یکی داشت که در مواقع مختلف استفادهشان میکرد. اگر موضوع اعلام بیزاری از قدرتهای ظالم جهان بود، میگفت صدایتان را به آمریکا یا اسرائیل برسانید و اگر هنگام خواندن دعا یا فرستادن صلوات بود، میگفت صدایتان به آسمان برسد.
فصل مشترک همه این جملات و درخواستهای آقای زارعی، البته یک چیز بود. صدای ما باید به یک جایی میرسید. هرچند مقصد این رسیدن بسته به …