
«همین امشب که به سمت هیئت میآمدم، دیدم یک خانمی صورتش را گذاشته بود روی دیوار و گریه میکرد. از تیپش پیدا بود شیعه و مسلمان هم نباشد. سرش را به دیوار گذاشته بود و گریه میکرد.»
اینها را مداح پیشکسوتی گفت که وقتی با حاجآقای اقبالی[۱] صحبت میکردیم چندصندلی آن طرفتر نشسته بود و از اول گفتگو ماجرا را با دقت دنبال میکرد و نکاتی را به سخنان آقای اقبالی میافزود. شب سهشنبه بود و روضه هفتگی هیئت ثارالله برقرار. ماجرای مهمان شدن اقلیتها در این هیأت و برنامهریزی خاص برای روضه و اطعام آنها را شنیده بودیم و برای شنیدن ماجرای هیئت شب سهشنبه خودمان را به یکی از خیابانهای اطراف میدان هفت تیر رساندیم.
گردش خون عاشورایی در رگها
«من عبدالله اقبالی ناظم هیئت ثارالله میدان هفت تیر» پیرمرد جاافتاده، خوشرو و خوش برخورد برای معرفی خودش به همین چند کلمه اکتفا و بعد به تاریخچه اجمالی هیئت اشاره کرد. هیئت از قبل از انقلاب در مسجد الجواد برپا شده بود. اصلش و رسمیتش هم از سال ۱۳۵۹ با نام هیئت تکوین پیدا کرده است. حدود ۲۰ سال هفتگی و سیار بوده و جای ثابتی نداشتند و بین مساجد و خانههای اهالی محل بوده است. اما محرمها اول خیابان خیمه برپا میشده است. بعد از این مقدمات حاجآقای اقبالی به سراغ اصل مطلب میرود: «کسایی که اینجا میان تا غذا بگیرند، نادر بشه گفت [از لحاظ مادی] بهش نیاز …