بچه هیأت<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بچه هیأت

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
بچه هیأت

صدای گریه‌اش که بلندتر می‌شود، حس می‌کنم دارد صبرم تمام می‌شود. برای لحظه‌ای چشمانم را می‌بندم تا بتوانم یک راه‌حل مادرانه بگذارم وسط خانه و فضا را داشته باشم!

پدرش از درِ خانه که پا بیرون گذاشت، متوجه شد و صدای گریه‌اش همه‌جا را پُر کرد. مدتی بود این بساط را داشتیم و من یک ساعتی انواع باج‌ها را می‌دادم. استادمان که گفت:

- دو سال‌ونیم به بعد سن لج‌بازی است و اگر به هر خواسته‌ای تن بدهی خصوصاً زمانی که گریه و داد را می‌‌کند اسلحۀ خودش، دیگر تا آخر همین دیوار کج بالا می‌رود.

رویه‌ام…

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ یک، مجله مطالعات آیینی عین، سال دوم (۱۴۰۲) منتشر شده است.