نام و یادِ محمدعلی سپانلو آنقدر عزیز و محترم بود و هست که طرفینِ این میزگرد، بدون هیچ حرفِ پس و پیشی و در اولین فرصت حاضر شدند گردِ هم بیایند و از او و کارِ این شاعرِ بزرگ معاصر بگویند. چنانکه خود سپانلو، در زمانِ حیاتش خوشمحضر بود و اهلِ معاشرت، خاصه با جوانان و نسلهای پس از خودش. پس دستبهکار شدیم و در این روزگارِ هنوز و همچنان کرونایی، روزی و ساعتی را معین کردیم و همهمان طبق آن قرار، به صورت آنلاین جمعی را شکل دادیم برای گفتن و شنیدن از شاعرِ تهران. در لحظه لحظهی این گفتوگو، شعف و حسرت توأمان در صدایِ طرفین میدوید، گیرم که شعف، بیش از حسرت حضورش محسوس بود، همچون خودِ سپانلو که عمرش را با تمام دشواریها و فراز و نشیبهای زندگی شخصی و اجتماعیاش، در شادمانی گذراند. عبدالعلی عظیمی، علیرضا بهنام و ما در داخلِ مرزهای وطن، و روجا چمنکار کیلومترها آنسوتر. هر کدام تکهای از منظومهی بزرگ کاریِ سپانلو را پیش کشیدند و بسط دادند، و هنوز میدانیم و میدانید که این دفتر بسته نخواهد شد، چرا که منظومهی آثار سپانلو، بسیار وسیعتر از این گفتوگوی دو ساعته است و میتوان صدها صفحه دربارهی وجوه مختلف و متعددِ کاریاش قلمی کرد. باشد که چنین شود.
همیشه دربارهی نسبتهای محمدعلی سپانلو با جریان شعری موج نو بحث بوده است، طبیعتاً اصلیترین دلیل این بحثها هم این است که او با جُنگ «طرفه» کارش را شروع میکند و طُرفهایها اغلب شاعران موج نو بودهاند، در ادامه نیز شعرهایی از او در «جزوههای شعر» منتشر میشود و نوریعلاء در معرفی شعرش نقش بسزایی دارد. اما از سویی سپانلو در دورههای مختلف شاعریاش یک شاعر نیمایی قابلتوجه هم بوده. شما سپانلو را کجای جریانشناسی شعر معاصر میبینید؟
عبدالعلی …