یک قابِ ثابت و همیشگی
همهی آنهایی که به خانهی او رفتهاند، حتماً بهیاد دارند که در کنارِ انبوه کتابهای چیدهشده در کتابخانه و پراکنده در همهجای خانه، روی میزِ وسط سالن پذیرایی، همیشه روزنامههای روز و مجلههای هفته و ماه رویهم انباشته شده بودند و محمدعلی سپانلو همیشه در حرفهایش با مهمانان نظری دربارهی «اخبار» و «تحلیلهای» نشریات داشت. چه اخبار سیاسی، چه ادبی و چه حتی حوادث. سخت درگیر خبر و تحلیل بود و این درگیری برای او، نیمی سرگرمی و نیمی رسالت مینمود، سپانلو، چنانکه بارها در گفتوگوهای مختلف گفته است، روشنفکری را در گروِ آگاهی از اوضاع جامعه میدانست، شاعران و نویسندگانی را که درگیر فقط کتابها و عوالم خودشان بودند را قبول نداشت. چنانکه میدانیم، او همواره وقتی قلم به دست میگرفت، از تاریخ نقبی به اکنونِ خودش و ما میزد و بهواسطه تاریخ، …