هیچ وقت یادم نمیرود طنزپرداز جوانی را که از شهری دور از تهران با من تماس گرفت و چندینبار خواست کتابی را که بهتازگی به رشته تحریر درآورده است مطالعه کنم و نظراتم را دربارهاش بگویم. قبل از عید نوروز بود و دورهی اوج کاری، از این جوان خواستم چند ماهی فرصت دهد تا کتاب را مطالعه کنم اما متأسفانه در آن چند ماه و ماههای پس از آن، به خاطر فشار کاری، توفیق خواندن کتاب را پیدا نکردم. آن روزها استاد ابوالفضل زرویینصرآباد جلسات دورهمی طنزنویسان را در حوزه هنری برگزار میکردند که غالب طنزنویسان حرفهای امروز با همه اختلاف نظراتی که با هم داشتند به خاطر حضور ایشان در این جلسات گرد هم میآمدند. در یکی از این جلسات یکباره با همان جوان روبهرو شدم که به دعوت استاد در این جلسه حضور پیدا کرده بود و بعدتر فهمیدم استاد زرویی در همین فاصلهای که من به دنبال پیدا کردن وقتی خالی برای مطالعه کتاب جوان طنزپرداز بودم نهتنها کتاب همان جوان را با دقت مطالعه کرده، بلکه آن را برای چاپ به ناشری معرفی و امروز هم به منظور تشویقش در این جلسه دعوتش کرده است! آنجا …
ویژه مشترکین بینهایت
مروری بر ۱۰۰ سال طنزسرایی در شعر فارسی: افسانهی آن شاعر بی بدیل
در اهمیت شعر طنز ابوالفضل زرویی نصرآباد
۶ دقیقه مطالعه
این نوشته را پسندیدی؟
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۷ مجله وزن دنیا (تیر ۱۳۹۹) منتشر شده است.