مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹: مقوای تنم در ابر نرم می‌شود<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹: مقوای تنم در ابر نرم می‌شود

نگاهی به عشق در شعرهای گراناز موسوی

ماهنامه وزن دنیا

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark

شعر گراناز موسوی یکی از پرمخاطب‌ترین شعرهای یکی‌دو دهه‌ی اخیر بوده، شعری ساختمند با لحنی تغزلی که در اجتماعی‌ترین ساحت‌ها نیز با عشق درگیر است. و این شاید اساسی‌ترین دلیل اقبال جامعه و منتقدان به شعر او بوده است. در این نوشته اما قصد ما این است که با توسل به این شعر در حد وسع آن گزاره‌ی کلی که شعر و هنر را بازتاب‌دهنده‌ی روزگار خود می‌داند بر آفتاب بیندازیم. تا از این طریق عیان شود مثلاً شعر چگونه صاحب این مقام آینگی می‌شود یا خود با روزگارش این‌همان می‌شود و دقیقاً همان ساختارها را برمی‌تاباند که در فضای خلقش حاکم بوده‌اند «چراکه زندگی فرهنگی ما از واقعیت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جدا نیست» (گلدمن، ۱۳۸۲: ص ۱۳۰).

گراناز موسوی

ایده‌ی گوهرین این نوشته این است که به دلیل تغییر بنیادین در فهم و تعریف از عشق آن نخستین شامه‌های حساس از طرف بخش اعظم جامعه که هنوز تن به این تغییر نداده‌اند ـ چه آن‌ها که تغییر را درک کرده‌اند و نپذیرفته‌اند چه آن‌ها که با این تغییر حتی مواجه نشده‌اند ـ چگونه تحت فشار و سختی قرار می‌گیرند تا دست از این آزادی و امکان و تغییر بردارند.

شعر گراناز موسوی در برخورد با عشق تطور چندانی ندارد بلکه بیشتر و بیشتر اندوهگین و مقاوم می‌شود در عشقی که به آن باور دارد.

می‌زنم پس زنم

و هستم تا آخر ساران بنگ

باران سنگ

دیگر سر از خودم نیست

بزن وای تنم تنم پر از انار می‌شود

سرم به سنگ نمی‌خورد

تعذیب و پافشاری در همین نمونه به حد اعلای خود آشکارا به بیان درآمده است. اما پیش از آن‌که این نمونه‌ها را برای جا افتادن حرف بیشتر کنیم لازم است نخست آن تغییر را نشان بدهیم.

در فرهنگ کهن ما عشق در هر بروزش …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۶ مجله وزن دنیا (خرداد ۱۳۹۹) منتشر شده است.