پروندهی «نقد هنری» این شمارهی هنرنگار، به بوریس گرویس اختصاص یافته است. کسی که «رئالیسم سوسیالیستی» یعنی دستورالعمل ابلاغی رسمی شوروی برای هنر، در دوران استالین را به طرزی «نوستالژیک» ستایش میکند. او در مقام هنر سیاسی و سیاسیکردن هنر، تجلیل از رویکردی به هنر به گفتهی خودش «متعهّد» را در پیش میگیرد که مرزی باریک با ابزار پروپاگاند حکومت ایدئولوژیک استالین دارد. «نقد هنری» گرویس از آنجایی خطرناک است که او چشمانش را برا روی بخشی واضح و گسترده از تاریخ سرکوب و سانسور در شوروی دوران استالین، میبندد. گرویس در کشوری مینویسد و زندگی میکند (آلمان) که این آزادی را به وی میدهد که در مدح و ستایش رویکرد فرهنگی هنریِ یکی از سیاهترین دورانهای تاریخ معاصر بشریت، «آزادانه» بنویسد. اهمیت برخورد با متن چنین منتقدان هنری، برای پژوهشگران هنر بسیار مفید خواهد بود تا ببینند چطور هنر پروپاگاند ایدئولوژیک به مثابه ابزار سرکوب را با نام «هنر متعهّد» [با تشدید مشدّد] توجیه میکنند. جنبههای سیاه دوران استالین را رندانه میپوشانند و پنهان میکنند، و تصویری وارونه به نمایش میگذارند. دربارهی هنر متعهد، البته پروندهی مجزایی میطلبد، اما به طور اختصار بجای «استالین» میتوانیم نامهای بزرگ و کوچک دیگری همچون «هیتلر» «فاشیسم ایتالیایی» و «...» و دیگر مدعیان و مدافعان هنر متعهّد بگذاریم.

همچنین گزارشی از نمایشگاه «کالِکتزیا» هنرمندان «غیر رسمی» معاصر روسیه از ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۰ در مرکز پمپیدو در این شماره منتشر شده است، نمایشگاهی که در سال ۲۰۱۶ در مرکز پمپیدوی پاریس برگزار شد و آثار هنرمندانی به نمایش درآمد که نمایندهی هنر «غیر رسمی» شوروی بودند، و تنها پس از مرگ استالین، توانستند از زیرزمینها بیرون …