اگر بخواهیم برای براهنیِ فرمالیست و اهل زبانیت زبان، وجهی دیگری در نظر بگیریم، لابد سراغ شاعرِ متعهد اجتماعی میرویم، اما باید گفت براهنی با وجود فیگور فرمالیست/ متعهد، یک وجه تغزلی و عاشقانهی آشکار نیز در شعرهایش دارد، وجهی که توجه به آن، از قضا برای شناخت جهان و هستی شعر او، ضرورت به حساب میآید، براهنی جدا از شعرهای عاشقانه ی زیادی که دارد – که از بهترین شعرهای او هستند - در بسیاری از شعرهایش زمینهای از تغزل بهوجود میآورد که ساختمان شعر را روی آن بنا میکند و این تغزل اگر در زمینهی شعر هم دیده نشود، به شکل سطر یا بندهایی لابهلای شعرش سرک می کشد و خودش را نشان میدهد. درست است که ما براهنی را همیشه با فیگورهای شاعر و منتقدِ متعهد اجتماعی، سیاسی و با دغدغه های روشنفکری شناختهایم و او همیشه جوش و خروش خود را داشته ، آنقدری که همواره در کلام و نوشتارش بی پروا و رک و ستیزهجو بوده است اما واقعیتش این است که پشت این نقاب سخت اجتماعی، او ذاتاً شاعری تغزلیست و تکلیفش هم با تغزل، عشق و شعر عاشقانه معلوم است و مختصات آن را نیز برای خودش ترسیم کرده است. «من از عشق به موهوم حرف نمیزنم، از عشق عاشقانهی یک مرد به یک زن و بالعکس حرف می زنم که شعر را هم شیفتهی معشوق کرده باشد . عاشق هر کدام که میخواهد باشد و معشوق هر کدام که میخواهد باشد، عشق باید بهوسیلهی شعر علنی اعلام شود » [۱]، «وظیفهی شاعر عاشق این است که اگر یکی از این چهره های نادره از آن او شد، آن را برای تمام بشریت اعلان کند، تا زیبایی گسترش بیشتر یابد، چیزی جمعی و جهانی شود... رابطهی بین دو انسان – دو معشوق یا دو عشق – سالمترین، رهاترین، زیباترین و عمیقترین رابطهای است که …
ویژه مشترکین بینهایت
مروری بر یک قرن شعر عاشقانه ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹: دعا کنیم که شاعران عاشق از بین نروند
دربارهی شعرهای عاشقانهی رضا براهنی
۹ دقیقه مطالعه
این نوشته را پسندیدی؟
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۶ مجله وزن دنیا (خرداد ۱۳۹۹) منتشر شده است.