مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹: یک رومنس خانوادگی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مروری بر یک قرن شعر عاشقانه‌ ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹: یک رومنس خانوادگی

شعر عاشقانه‌ی توللی و اضطراب تأثیر نیما

ماهنامه وزن دنیا

۱۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark

از دلارامی و نغزی چون غزل‌های شهید

وز دلاویزی و خوبی چون ترانه‌ بوطلب

گر تهی شد زین بتان اکنون سرایم باک نیست

دل پر است از آفرین خسرو خسرونسب

(فرخی سیستانی)

فریدون توللی

قول مشهوری‌ست که فریدون توللی، پس از میرزاده‌ی عشقی، نخستین شاعری است که به مکتب افسانه‌ی نیما پیوست ولیکن دیری نپایید که از مدار نیماییت خارج شد. [۱] قول مذکور البته حاصل ذهنیت نیما-محور تاریخ‌نویسان شعر نو فارسی‌ست که هر شاعری را نخست با سنگ نیماییت محک می‌زنند و بعد او را در دسته‌ای دور یا نزدیک به ایده‌آل نیما قرار می‌دهند. اما قصه‌ی شیفتگی توللی جوان به نیما، داستانی‌ست که نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد. همین بس که شاعر نام دخترش را، که اولین فرزند اوست، نیما می‌گذارد. از طرف دیگر شیفتگی توللی به گفتمان نیما در نسبتی که شعر او با سیاست برقرار می‌کند متبلور می‌شود. جانب‌داری نیما از تعهد سیاسی و اجتماعی شعر توللی را نیز برای مدت کوتاهی به خط تعهد می‌اندازد. او که عضویت و فعالیت در حزب توده را همسو با مشی ادبی نوگرای خود و آرمان‌های شعر نیما می‌داند، بخشی از نیروی شاعری خود ر ا مصروف به‌کارگیری شعر در راستای اثرگذاری و اثرپذیری از آرمان‌های حزبی می‌کند. [۲]

غریب این‌که شاعر با انتشار اولین مجموعه شعرش «رها» سعی می‌کند تا از زیر سایه‌ی نیما بیرون آید و با حمله به شعر سنت‌گرا و نیمایی موضعی میانه‌ی این دو برای خود دست‌و‌پا کند. بهانه‌ی خروج و دستاویز او برای نفی و تقلیل شعر شاعران نیمایی به تجربیات خام و ناپایدار نیز همان ادعای ضعف تالیف است که پیش از او بر قلم دیگر بزرگان جریان مدرنیسم محافظه‌کار که با عنوان اصحاب مجله‌ی سخن شناخته می‌شوند، نیز رفته بود. [۳] حال این‌که ادعای عدم آشنایی نیماییان با اصول فصاحت و بلاغت، زمینه …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۶ مجله وزن دنیا (خرداد ۱۳۹۹) منتشر شده است.