از هر جهت، علی باباچاهی –متولد ۱۳۲۱- گزینهی مناسبی برای گفتوگو دربارهی چندوچون شعر عاشقانه در ایران و رویکردشناسیِ عشق در شعر معاصر فارسی است؛ چه آنکه او در طول نیمقرن، یکی از منتقدان و پژوهشگران مطرح ماست که شعر معاصر را با نگاهِ تیزبینش در مقاطع مختلف رصد کرده و حاصلش چندین اثر پژوهشی است از جمله: «گزارههای منفرد»، «سهدهه شاعران حرفهای»، «شعر امروز، زن امروز»، «زیباتری از جنون» (زندگی و شعر اسماعیل شاهرودی)، «این بانگ دلاویز» (شعر و زندگی فریدون توللی) و... . باباچاهی همچنین صاحب اثر پژوهشی مفصلیست بهنام «عاشقانهترینها» (گزینش و بررسی شعرهای ۱۳۰۰–۱۳۸۰) که بیواسطه با موضوع مورد بحث ما در ارتباط است. پس او شناختِ دقیقی از شعر معاصر و همچنین شعر عاشقانهی معاصر ایران دارد. از سویی دیگر مسئلهی عشق در شعرهای باباچاهی، سرفصل دیگر و مهمیست، رویکرد او به عشق منحصربهفرد است و جای حرف و بحث بسیار دارد. بنابراین این دو عاملِ عمده، سبب شد تا برای رویکردشناسیِ عشق در شعر معاصر با او و همچنین شعرهای خودش به گفتوگو بنشینیم. آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گپوگفتِ ماست که به درخواستِ باباچاهی، لحن گفتاریاش تا جایی که امکانش بود، حفظ شده است.
کتابِ عاشقانهترینهای شما که گزیدهای تحلیلی و تفصیلی از شعر عاشقانهی ایران است، سال ۱۳۸۴ منتشر شده، هدف و دغدغهتان از تهیهی این کتاب چه بوده؟
برای پاسخ به این سؤال شما، باید خودم را برگردانم به آن سالها و دغدغههای آن روزها را مرور کنم؛ همچنین اشتیاقی که برای کارهای پژوهشی داشتم و احساس مسئولیتم نسبت به چنین کارهایی. نه اینکه حالا بیمسئولیت شده باشم، اما آدمی علایقش حتماً به مرور زمان تغییر میکند. به هر صورت آن زمان حس …