نقدها و یادداشت هایی از جان برجر<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

نقدها و یادداشت هایی از جان برجر

هنر نگار

۳۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

اوسیپ زادکین (Ossip Zadkine)

در می ۱۹۴۰ مرکز شهر رتردام - که در کنار دیگر ساختمان‌ها شامل ۲۵ هزار خانه هم می‌شد - با انفجار بمب ویران شد. این دومین شهر اروپایی بود که قربانی سیاست نابودگر بمب‌گذاری آلمان شد. ورشو اولین شهری بود که شاهد این سیاست بود.

بر اسکله شهر تازه حالا بنای یادبود ساخته زادکین قرارگرفته که مصیبت‌های شهر قدیم را به یاد می‌آورد. این اثر یادآور غرور تقریباً همگانی شهروندان رتردام است. اثری که خاطرنشان می‌کند چطور می‌توان پذیرای آن شرمی بود که آلمان‌ها توانایی قبولش را داشتند. این اثر یک کشمکش الهام‌بخش برای ترقی و آرامش است. و کاملاً مستقل از این جنبه - حداقل از نظر من - این اثر بهترین یادبود جنگ مدرن در اروپا است.

شما تنها وقتی در اطرافش قدم بزنید آن‌طور که درخور است خواهید دیدش. مجسمه قائم به خود ایستاده، به‌دور از هر خیابان یا ساختمان بزرگی، ناظر بر بندرگاه. این‌چنین است که در مرکز شهر این مکان یکی از معدود نقاط ساکت است که در شهری مدرن باقی‌مانده‌اند. شما در اطراف بلوک‌های گرانیتی هموار اطراف پیکره قدم می‌زنید، قالب‌گیری شده در برنزی تیره، که هم‌زمان جایگاه مرگ و پیشرفت است. مجسمه بزرگ‌مقیاس است. دو یا سه مرغ دریایی بزرگ می‌توانند بر کف دستانش که در برابر آسمان بازشده‌اند لانه کنند. میان بازوان ستبر ابرها در حرکت‌اند. سوت کشتی از آن‌سوی آب به گوش می‌رسد، و شما به لنگر بزرگش می‌اندیشید، درحالی‌که لنگر محکم بسته‌شده است نشانش اما نه بر بستر دریا بلکه بر بلندای حرکت ابرها برجای‌مانده است. در شب منظره به‌کلی متفاوت است. مجسمه به نیم‌رخی مبدل می‌شود کمتر نمادین و بیشتر انسانی. سایه‌ها، که نیمی از زبان بصری مجسمه است، محوشده‌اند. تنها ردی از آن باقی است. مردی …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۲ و ۳ (پاییز و زمستان ۱۳۹۹) منتشر شده است.