سیدعلی صالحی:
۱. برخاستن (چرا شبگیر میگرید؟)
۲. فراقی (چه بیتابانه میخواهمت)
۳. در این بنبست
۴. افق روشن (روزی ما دوباره کبوترهایمان...)
۵. شبانه (در نیست، راه نیست...)
۶. هنوز در فکر آن کلاغام
۷. خطابهی تدفین
۸. مرگ نازلی
۹. مرگ ناصری
۱۰. شبانه (مرا تو بیسببی نیستی)
۱. نیمهی نخست دههی پنجاه، یادم آمد: سال ۱۳۵۱ خورشیدی بود. نخستین شبِ شعر در مسجد سلیمان. اکثر شاعران شهر را همان شب دیدم. اکثر شاعران دبیر بودند. از آن میان با کسی آشنا شدم که لیدر تئاترشهر ما بود. گفت بیا در نمایشنامهی «چشم در برابر چشم» غلامحسین ساعدی بازی …