چهره‌ی الهی درشعر جدید پارسی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

چهره‌ی الهی درشعر جدید پارسی

گزارش-گفت‌وگویی با علی سطوتی‌‌قلعه درباره‌ی کتابش «بیژن الهی؛ تولید جمعی شعر و کمال ژنریک»

ماهنامه وزن دنیا

۲۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

۱۰ آذر ۱۳۸۹، نقطه‌ی پایانِ زندگی بیژن الهی، آغازی بود برای دیده‌شدن یا به‌عبارتِ دقیق‌تر، خوانده‌شدنِ شعرها و برآمدنِ فیگورش. زیستِ کم‌سروصدایِ الهی، به‌ویژه در سال‌های پس از انقلاب و به تعبیری، گوشه‌نشینی‌اش، تصویری از او ساخته بود که برای جامعه‌ای از خواص ادبیات، جالب‌توجه بود. این‌ توجه البته بیش از رفتارهای زیستی‌اش، از جنسِ کارش نشأت می‌گرفت. شاعری از جُمله شاعرانِ جریانِ «شعر دیگر» و ترجمه‌های غریبش از حلاج، لورکا و... . مرگِ الهی اما آغازی بود برای همه‌گیری اسمش و سپس، چاپ منظم آثارش پس از سال‌ها –و بعضاً برای اولین‌بار- به‌صورت مدون و در مجلدهای گوناگون –توسط نشر بیدگل- و انبوه یادداشت‌ها و مصاحبه‌هایی درباره‌ی الهی که اغلب بر رازآمیز بودنِ زندگی و کارش تأکید داشتند، بی‌آن‌که قرار باشد سطوحی از شگفتیِ کار او حتی، بازخوانی شود. اغلب در کارِ ستایش بودند و ابراز شعف از بزرگیِ او. در طولِ این قریب به ده سال،‌ الهی عملاً به یکی از چهره‌های مطرح شعر فارسی بدل شده است و حالا وقتِ رویاروییِ نظری‌ست با زیست و کارش. علی سطوتی‌قلعه، با کتابِ بیژن الهی؛ تولید جمعی شعر و کمال ژنریک اولین قدم را در این راه برداشته است. سطوتی در این رساله‌ی مفصل، نقطه‌ی کانونی را الهی قرار داده، اما به بهانه‌ی بازخوانی کاروبارِ او، تلاش کرده تا –به‌زعم خودش- گذشته‌ی شعر جدید فارسی، دست‌کم در نقاطی مورد واکاوی قرار بدهد. کتاب توسط نشر اختران، سالِ ۱۳۹۶ منتشر شد و تا به اکنون، به چاپ دوم رسیده است و پیشِ روی ماست. مؤلفش اما، در سفر است و دور از ایران. برای گفت‌وگویی پیرامونِ کتاب، از راهِ تلگرام و امکاناتِ صوتی‌اش متصل شدیم، من می‌پرسیدم و او پاسخ می‌داد، از پسِ چند روز ردوبدل‌های صوتی، نهایتاً به بیش از یک ساعت گفت‌وگو پیرامونِ بیژن الهی و رساله‌ی نویسنده رسیدیم و این‌جا، گزارشی از آن گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید.

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۲ مجله وزن دنیا (مرداد ۱۳۹۸) منتشر شده است.