۱. دو ماه از انتشار وزن دنیا گذشت، استقبال طیفهای مختلف شعری ایران از نخستین شماره فراتر از تصور ما بود، محبتهای بسیار دیدیم و نقدونظرهای دلگرمکنندهای از جانب چهرههای مؤثر شعر فارسی و همینطور علاقهمندان به شعر به ما رسید که مسئولیت ما را سنگینتر کرد.

حضور گستردهی طیفهای شعر ایران در برنامههایی که بهعنوان رونمایی مجله برگزار شد، محملی بود برای گفتوگو پیرامون شعر، چه آنکه برخی بخشهایی که در شمارهی اخیر به نشریه اضافه شد و سایر آداب نویی که در شمارهی حاضر رعایت شده است، از میان همین تعامل تحریریه و شاعران و مخاطبان بیرون آمد و چشم بههم زدیم و دیدیم در شمارهی دوم بیش از ۱۰۰ صفحه به محتوای ۲۰۸ صفحهای شمارهی اول اضافه شده است؛ به ناچار نیمی را بیرون گذاشتیم برای شمارهی آتی و با ۵۶ صفحه بیشتر از شمارهی نخست به پیشخان دکهها و کتابفروشیها آمدیم.
از شما چه پنهان اصلاً دست و دلمان نمیرفت قیمت نشریه را اضافه کنیم اما عقلای چرتکهبهدستِ حوزهی نشر و پخش نهیبمان زدند که مگر به چاه نفت وصلاید که قیمت روی جلد را طوری گرفتهاید که کفاف کاغذ و چاپتان را هم نمیدهد، گفتیم چاه نفت که نه، اما به چشمهی شعر وصلیم! قبول است؟ عقلا قبول نکردند و ما هم مجبور شدیم قیمت را اندکی افزایش دهیم اما از همین سطر، این قول را به همهی شما مخاطبان گرامی میدهیم که حداقل تا پایان امسال، افزایش قیمت نخواهیم داشت.

۲. پیشتَرَک گفتم که مهربانیها دیدیم و در سه شهر تهران، رشت و شیراز، شاعران، منتقدان و علاقهمندان ادبیات منت بر سرمان گذاشتند و سه جشن برای نشر وزن دنیا ترتیب دادند که ما هم با پای سر دویدیم و دوزانو مقابلشان نشستیم و سخنان منتقدان و دوستداران شعر را شنیدیم، تا آنجا که …