به دنبال یک تمدن گمشده [۱]
گراهام هَنکاک تعداد زیادی کتاب بسیار مفصل نوشته است که باعث شده به فرد بسیار ثروتمندی بدل گردد. به گفتهٔ ناشر آثارش کتابهای او بیش از هفت میلیون نسخه فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شدهاند. مجموعهٔ تلویزیونی «آخرزمان باستانی» [۲] در شبکهٔ نِتفلیکس در سراسر جهان میلیونها بیننده داشت؛ و مجموعهٔ جدیدی هم در راه است. دعاوی گزاف هَنکاک اگرچه در میان پیروانش شور و هیجان برپا کرده اما به همان اندازه موجب خشم و عتاب تاریخنگارها و باستانشناسان بوده است؛ و او نیز برای تحقیر و توهین به منتقدانش از هیچ فرصتی رویگردان نیست. یکی از اتهاماتی که تکرار میکند آن است که باستانشناسها بنا به دلایلی که هیچگاه آنها را توضیح نمیدهد دادهها و یافتههایی را که دعاوی او را ثابت میکنند مخفی نگهداشتهاند؛ اینکه بازماندگان یک تمدن کهن در دورهٔ یخبندان که در اثر نوعی فاجعه نابود شدند زمینهٔ برآمدن تمدنها را از آسیا تا آمریکا فراهم آوردند.
نخستین نکتهای که باید یادآور شد آن است که هَنکاک درعینحال که خود را مخالف سرسخت «باستانشناسی مرسوم و متعارف» قلمداد میکند، هیچ حرف تازهای ندارد و نوشتههایش چیزی نیستند جز بازیافت مجموعهای از آراء پیشین. اندیشهٔ قائل شدن یک منشأ واحد برای تمدن- بدون اعتنای چندانی به مآخذ اصلی این مبحث یعنی آراء کُهنپژوهانی چون ایگناتیوس ال. دانِلی نویسندۀ آتلانتیس: جهانِ پیش از طوفان [نوح] و راگناروک: عصر آتش و ریگ [۳] برمیگردد که هر دو در سالهای دههٔ ۱۸۸۰ منتشر شدند. البته بههیچوجه تصادفی نیست که رؤیاپردازیهایی دربارهٔ ریشۀ باستانی تمدنها نخست در عصر امپراتوریهای اروپایی پدیدار شد زیرا یک روایت استعماری از گذشته است. از تمدن …