۱. تصورات گوناگون از لیبرالیسم
امروزه اصطلاح لیبرالیسم در معانی متنوعی استفاده میشود که وجه اشتراک چندانی با یکدیگر ندارند. آن وجه اشتراک اندک عبارت است از گشودگی نسبت به ایدههای نو، حال آنکه برخی از این ایدهها[ی نو] کاملاً در تضاد با ایدههای آغازینی هستند که در طول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برای این اصطلاح در نظر گرفته میشد.
در این نوشتار صرفاً بر جریان گستردهای از آرمانهای سیاسی تمرکز میکنیم که در آن دوره تحت عنوان «لیبرالیسم» بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین نیروهای فکریِ هدایتگرِ تحولات اروپای مرکزی و غربی عمل میکرد. با این حال سرچشمۀ این جنبش، دو منبع کاملاً مجزا بوده است. هر چند دو سنت فکری ناشی از این منابع، اغلب تا درجات مختلفی با هم آمیخته شدهاند، اما این آمیختگی یک همزیستیِ ناخوشایند بوده و برای درک تحول جنبش لیبرال، ضروری است که بهطور واضح از هم تفکیک شوند.
یکی از این دو سنت، که بسیار قدیمیتر از اصطلاح «لیبرالیسم» است، ریشه در دوران باستان دارد و در اواخر قرون هفدهم و هجدهم بهعنوان آموزههای سیاسی حزبِ ویگِ انگلیس [۲] شکل مدرن خود را به دست آورد. این سنت، الگویی از نهادهای سیاسی را ارائه کرد که اکثر جریانهای لیبرالی اروپا در قرن نوزدهم از آن پیروی نمودند. این الگو، همان لیبرتیِ [۳] فردی بود که یک «حکومت [۴] تحت لوای قانون» آن را برای شهروندان بریتانیای کبیر تضمین کرده بود و همین ایده، الهامبخش جنبش لیبرتی در کشورهای اروپای قاره شد؛ جایی که حکومتهای مطلقه، بخش زیادی از لیبرتیهای قرونوسطایی را که عمدتاً در بریتانیا حفظ شده بود، از بین برده بود. با این حال، این نهادها در اروپای قاره با تکیه بر سنت فلسفی بسیار متفاوتی نسبت به مفاهیم تکاملی غالب در …