
نیویورکتایمز — در اواخر ماه مه، وقتی برای بار اول پاولین باس را دیدم، مینیاپولیس در آستانۀ بازگشایی بود. باسِ ۸۷ساله موهای طلایی کوتاهی دارد، عینکی با فریم بزرگ زده و ساعت اپل به مچ چپش بسته است. او در سرسرای ساختمان به استقبالم میآید، با کنجکاوی دستش را دراز میکند و میپرسد «دست میدهی؟ جرئتش را داری؟» و دست میدهیم.
آپارتمانش روشن است و دو پنجره دارد که نور را به داخل میتاباند. کتابخانهاش پر است از آثار جامعهشناسی، روانشناسی و تاریخ، بخشی از آن به آثار زیگموند فروید و بخش دیگر به شهر خودش، نیوگلاروس در ایالت ویسکانسین، اختصاص دارد.
از پنجره رود میسیسیپی نمایان است که، با گذر از مرکز شهر، از زیر پلها عبور میکند.
این نما گرچه زیباست، مزیت اصلی آپارتمان به شمار نمیرود؛ مزیت اصلی این آپارتمان آسانسورهای آن است. باس، استاد بازنشستۀ علوم اجتماعی خانواده -رشتهای که به مطالعۀ خانواده و روابط صمیمی میپردازد-، هفت سال پیش این محل را انتخاب کرد، یعنی زمانی که وخامت حال همسرش باعث شده بود بالارفتن از پلههای ساختمانهای اطرافِ دانشگاه مینسوتا، محل تدریس باس، برایش سخت شود. وخامت حال همسرش تدریجی بود. از سال ۲۰۰۰ مجبور شد عصا به دست بگیرد. سال قبل، روماتیسم مفصلی او را در ۸۸سالگی از پا انداخت. مشکلات عروقی منجر به زخمهایی لاعلاج در پاهایش شده بود.
علیرغم بیماری همسرش، آنها روال عادی زندگی را ادامه دادند، از مهمانیهای سرگرمکننده گرفته تا رانندگی و تئاتر. تا اینکه پارسال با شروع همهگیری کرونا در آپارتمانشان محبوس شدند. از آن موقع، تنها مهمانشان پرستاران بودند. بعد از رفتن آنها، باس مسئول مراقبت از همسرش بود، پانسمانهایش را عوض میکرد و داروهایش را به او میداد.
باس …