رواقیگری به‌مثابۀ کنش سیاسی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

رواقیگری به‌مثابۀ کنش سیاسی

شاید رواقیگری را فلسفۀ روی‌گردانی از دنیا بدانید، اما رواقیون باستان علیه ستم موضع می‌گرفتند

فصلنامه ترجمان علوم انسانی

۱۱ دقیقه مطالعه

sharebookmark
رواقیگری به‌مثابۀ کنش سیاسی

ایان — سال ۱۳۳ قبل از میلاد است. در روم هستیم. تیبریوس گراکوس، تریبون مردم، همراه با سیصد نفر از حامیانش در خیابان کشته می‌شود. او با حمایت از قوانین ضدنخبه‌سالاریْ بسیاری از اعضای سنا را خشمگین کرده بود، قوانینی همچون توزیع مجدد زمین، کاهش مدت خدمت سربازی و دسترسی وسیع‌تر به امکاناتی که شهروندیِ روم در اختیار مردم می‌گذاشت. واقعه‌ای که در تاریخ روم باستان بسیار مشهور است.

اما آنچه کمتر کسی می‌داند این است که فیلسوفی رواقی به نام گایوس بلوسیوس از قبل به تیبریوس هشدار داده بود. گایوس، که یکی از چندین رواقی درگیر سیاست و اصلاحات اجتماعی است، سال‌ها در راستای بهبود وضعیت عوام‌الناس با تیبریوس همکاری کرده بود. او پس از قتل دوستش روم را ترک کرد و به این نتیجه رسید که دیگر قانون‌مداری به صلاح نیست. به گفتۀ پلوتارک [۱]، بلوسیوس به آسیا (غرب ترکیۀ امروزی) رفت و به شورشی علیه روم به رهبری ائومنس سوم، مدعی سلطنت پرگامون، پیوست. این طغیان در ابتدا موفقیت‌‌آمیز بود. ائومنس توانست تعدادی از شهرهای آناتولی را به تسخیر درآورد، جزیرۀ ساموس (زادگاه فیثاغورس و اپیکور) را فتح کند و کنسول رومی، پوبلیوس لیسینیوس کراسوس، را بکشد. اما سنای روم سرانجام کنسولی دیگر یعنی مارکوس پرپِنای باتجربه را به منطقه فرستاد و پرپنا توانست شورش را سرکوب کند. وقتی قیام با شکست مواجه شد، بلوسیوس به عادت معهودِ رواقیون خودکشی کرد.

رواقیگری در سال‌های اخیر به‌طرز چشمگیری احیا شده و به فلسفۀ زندگی محبوبی تبدیل شده است. شاید حتی بتوان آن را واکنشِ غربی‌ها به بودیسم (که وجوه اشتراک زیادی با آن دارد) به شمار آورد، اما همچنان موضوعِ انتقادات مختلفی است که بعضی موجه‌اند و بعضی چندان موجه‌ نیستند. با وجود ماجراهای متعددی نظیر …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۵like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۲۳ فصلنامه ترجمان علوم انسانی (تابستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.