
تن سنگینش را روی دو ساق پای ضعیفش سوار کرد و به راه افتاد. پا تند کرد. هرچه توان داشت در ساق پاهایش ریخت و سریعتر دوید. نفسهایش بیمحابا، به بیرون میجهیدند و …

تن سنگینش را روی دو ساق پای ضعیفش سوار کرد و به راه افتاد. پا تند کرد. هرچه توان داشت در ساق پاهایش ریخت و سریعتر دوید. نفسهایش بیمحابا، به بیرون میجهیدند و …
این نوشته را پسندیدی؟
این نوشته در شمارهٔ ۱۴۳ مجلهٔ داستان (دی۱۴۰۳) منتشر شده است.