فحش‌های بابا | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

فحش‌های بابا

مجله داستان

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark
فحش‌های بابا

کندن چاه یک کار سخت بود؛ بابا و مامان هر دو آن را با هم انجام دادند. خانه‌مان سند نداشت. آب شهری‌اش وصل نبود و این چاه باید، آب توی لوله‌های خانه می‌آورد. در آن بیابان، همسایه‌های تک‌وتوکی داشتیم. مامان می‌گفت: «جاده‌ای هم تا یک کیلومتری نبود …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱۳like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۳۸مجلهٔ داستان (بهمن و اسفند ۱۴۰۲) منتشر شده است.