با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مسافر دمشق

دانلود و خرید کتاب مسافر دمشق

۳٫۴ از ۵ نظر
۳٫۴ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مسافر دمشق  نوشته  فاطمه عرب‌اسدی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مسافر دمشق

کتاب مسافر دمشق، نوشته فاطمه عرب‌اسدی داستان چند جوان از مدافعان حرم است که همگی در دمشق باهم آشنا شده‌اند.

درباره‌ی کتاب مسافر دمشق

مسافر دمشق داستان زندگی است. زندگی جوانانی که همگی در نقش مدافع حرم به سوریه و دمشق سفر کرده‌اند و آن‌جا با یکدیگر آشنا شده‌اند. راوی داستان، در تلاش بوده تا به جای نشان دادن زندگی آن‌ها از بعد قهرمانانه، نقششان در مبارزات و اتفاق‌هایی که برایشان رخ می‌دهد، نگاهی به زندگی خصوصی‌شان داشته باشد و لحظاتی خاص از زندگی‌شان را به تصویر بکشد. 

مسافر دمشق از حضرت زینب (س) که مسافر حقیقی دمشق است هم سخن می‌گوید. فاطمه عرب‌اسدی در میان داستان گریزهایی می‌زند و دل‌مویه‌هایش برای مقام حضرت زینب (س) را به زبان می‌آورد.

کتاب مسافر دمشق را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

دوست‌داران رمان‌ها و داستان‌های ادبیات دفاع مقدس از خواندن کتاب مسافر دمشق لذت می‌برند. 

بخشی از کتاب مسافر دمشق

سه‌ماهی می‌شود. از زمانی که دست راستش از مچ قطع‌شده تا الان، صبحی نیامده که نگوید دیشب خواب لحظهٔ قطع‌شدن دستم را دیدم.

- سلام صبح‌به‌خیر. فاطمه، باز دیشب خواب لحظهٔ قطع‌شدن دستم رو دیدم.

«میم» فاطمه را کش‌دار می‌گوید.

- دیدی گفتم؟

از چنگال ملحفه‌ای که دورش پیچیده نجاتش می‌دهم. روی تخت چهارزانو می‌زند. با چشمان پف‌کرده‌ام به چشمان پف‌کرده‌اش زل می‌زنم و به بهترین حالت، ردّ جواب می‌کنم.

- سلام به‌روی ماهت سیّد. خیر باشه. اون صحنه ان‌شاءالله بِره دیگه برنگرده. همه‌چیز تموم شده. خواهشاً دیگه بهش فکر نکن علی‌جان، باشه؟

«باشه» را التماسی‌دستوری می‌گویم.

- سعی خودم رو می‌کنم؛ ولی سخته فاطمه جان. سخت. من هنوز روحِ انگشتای دست راستم رو حس می‌کنم. موقعی که می‌خوام چیزی رو از روی میز بردارم انگشتای نداشته‌ام رو باز و بسته می‌کنم و این حِسه که مَن رو رها نمی‌کنه. راستی! دم‌دمای صبح خواب وحشتناکی دیدم فاطمه.

- وحشتناک‌تر از قطع‌شدن دستت بود یعنی؟

- آره. خواب دیدم سامان یه کارد گذاشته بود زیر گَلوت می‌خواست بکُشَدِت. تو هم دست‌وپاهات بسته بود و با مظلومیت خاصی من رو نگاه می‌کردی. از دست منم کاری برنمی‌اومد و فقط با لبخند نگاهت می‌کردم.

- با لبخند؟ جالب شد. می‌گم بِدیم از روی این خواب‌های سریالی شما یه رمانِ جنایی بنویسن. منم دیشب خواب دیدم دارم با ابرها پرواز می‌کنم.

- حالا تعبیرش چی می‌شه فاطمه؟

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
banooye mehr
۱۳۹۹/۰۵/۱۹

سلام و ممنونم من این کتاب رو خریدم. و خوندم. خیلی دلنشین بود. صوتی این کتاب هم هست؟

دکتر نانسی
۱۳۹۹/۰۶/۲۵

قلم، قلم ساده و روانی است اما خود من دوست داشتم داستان آدمها ادامه پیدا می‌کرد. حسم این است که بین تمام کاراکترها شخصیت سامان ذهن خواننده را درگیر می‌کند و خواننده دوست دارد بداند عاقبتش چه شد؟ معرفی شخصیتها

- بیشتر
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۰۹-۸۶-۹
تعداد صفحات۱۰۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۵/۰۸
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۶۰۹-۸۶-۹