
کتاب مجله ناداستان ـ شماره ۰۰۵ ـ آذرماه ۱۳۹۸
بازی
معرفی مجله ناداستان ـ شماره ۰۰۵ ـ آذرماه ۱۳۹۸
ناداستان مجلهای است که بچههای فصلنامه ادبی سان آن را راه انداختهاند. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این مجله آرش صادق بیگی و سردبیر آن محمد طلوعی است. فروغ منصوری قناعی، محمد میرزاخانی، نسیم مرعشی، نیلوفر امنزاده، مونا تارودی، مهراوه فردوسی، مکرمه شوشتری و زهرا ساعدی اعضای هیئت تحریریه این نشریهاند. ناداستان جای همه مستندسازها، عکاسان اجتماعی، گزارشگران تحقیقی و نویسندههایی است که به واقعیت علاقهمندند و دوست ندارند واقعیت را برای فهمیده شدن مختصر یا مبتذل کنند.
در این شماره این مطالب را میخوانیم:
خُنُک آن
بازیخوار
پدر ژپتو
تکنیک لودویکو
نامهپَران
استادِ بازی
این بازی کار هر کس نیست
جانِ کژدم
مافیا، چشمها باز، سر بالا
بازیهای کودکی
گزارش شترنگ
قهرمان قمار
فراخوان یک تجربه؛ آشپزی برای مجمع
یک تجربه؛ جر زن
چیزهای کوچک
فراخوان کارگاه ناداستان
چراغها را شاه خاموش میکند
قتل در تاریکی
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب مجله ناداستان ـ شماره ۰۰۵ ـ آذرماه ۱۳۹۸ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | مجله ناداستان ـ شماره ۰۰۵ ـ آذرماه ۱۳۹۸ |
|---|---|
| عنوان دیگر | بازی |
| موضوع | مجلات عمومی |
| انتشارات | ناداستان |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۸/۰۹/۰۲ |
| فرمت کتاب | |
| حجم فایل کتاب | ۱۰.۹۱ مگابایت |
| تعداد صفحهها | ۲۲۵ صفحه |
| قیمت کتاب | ۱۲۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
پی دی اف با اینکه خوندنش کمی سخته ولی شکل و هیبت مجله رو حفظ میکنه که برای شخص من این دوست داشتنی تره
من مدتهاست که مجلهی ناداستان رو میخونم و خیلی هم دوسش دارم ولی این شماره و اون داستان پیرمرد بازی رو که خوندم واقعا حالت تهوع بهم دست داد، نمیفهمم واقعا طرح چنین قضیهای که نشون میده جامعه چقدر از...بیشتر
🌿🌸🌿 چرا انقدر ناداستان دوست داشتنیهTT.TT تو داستانی که راجع به خالق بازی سوپر ماریو نوشته و به Family Computer اشاره کرده، بعد مدتها خاطراتم برام تازه شد. من به کل یادم رفتهبود که ما هم یهروزی family computer داشتیم. داستان قمار هم...بیشتر