معرفی و دانلود کتاب رفیق مثل رسول + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رفیق مثل رسول
off
٪۴۰

کتاب رفیق مثل رسول

نگاهی به زندگی و خاطرات مدافع حرم شهید محمدحسن (رسول) خلیلی

۴.۸(از ۱۶۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
شهلا پناهی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس، خاطرات

۱۵,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رفیق مثل رسول

کتاب رفیق مثل رسول، که نوشته‌ی نویسنده‌ی حوزه‌ی مقاومت شهلا پناهی است، نگاهی به زندگی و خاطرات مدافع حرم شهید محمدحسن (رسول) خلیلی دارد از دوران کودکی تا روز شهادتش دارد که نشر شهید کاظمی آن را منتشر کرده است.

درباره‌ی کتاب رفیق مثل رسول

محمدحسن (رسول) خلیلی در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۶۵ در تهران متولد شد. او که دانشجوی رشته‌ی مدیریت در دانشگاه اما حسن (ع) بود بر حسب وظیفه به سوریه اعزام شد و آنجا به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای بهشت زهرا است.

شهلا پناهی، برای نوشتن کتاب رفیق مثل رسول، از میان دریایی از خاطرات او عبور کرد و کتاب را با انجام ساعت‌ها مصاحبه و با کمک خاطرات تمام دوستان شهید رسول خلیلی نوشته است و از دست‌نوشته‌های او که خانواده‌اش در اختیارش گذاشته بودند نیز بهره برد. در کتاب رفیق مثل رسول، از دوران کودکی و مدرسه راهنمایی رسول همراه او می‌شویم و در تمام مراحل زندگی‌اش، تا کارگاه تخریب در حلب و حتی لحظه‌ی انفجار در تل حاصل هم با او هستیم.  

کتاب رفیق مثل رسول را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کتاب رفیق مثل رسول برای کسانی که دوست دارند، خاطرات و زندگی‌نامه‌ی شهدا را بخوانند، جذاب و دلچسب است.

جملاتی از کتاب رفیق مثل رسول

به فرودگاه دمشق که رسیدیم، یکی دو نفر از بچه‌های ایرانی برای استقبال آمده بودند، سریع وسایلمان را تحویل گرفتیم و با ماشین‌هایی که داخل هرکدام دو نفر محافظ بود، به سمت شهر راه افتادیم. محل استقرارمان در حاشیه شهر و درست پشت حرم حضرت زینب (س) بود. همین حسن تصادف، فرصت دست روی سینه گذاشتن و سلام را به ما داد. به مقر که رسیدیم وسایل و کوله‌مان را گوشه سالنی که در اختیارمان گذاشته بودند، ریختیم. هرکس دنبال جایی بود برای چرت زدن. موفق شدیم و همان چند لحظه استراحت، زهر خستگی را از تن همه برد. سربازی وارد سالن شد و گفت: «باید برای توجیه کار به اتاق فرمانده منطقه بیایید». وارد اتاق شدیم و بعد از سلام‌وعلیک کوتاهی با حاج رحمتی، وضعیت فعلی شهر را توجیه و مأموریت هرکدام از ما را ابلاغ کرد. من، محسن و حامد باید به یک موقعیت می‌رفتیم. قبل از اینکه از اتاق خارج شویم، گفت: «حساس‌ترین نقطه را به شما سپردم. تمام سفارت‌خانه‌ها و قسمت زیادی از ساختمان‌های دولتی تخلیه شده و با هر قدم عقب رفتنشون، به دشمن فرصت بازکردن جای پا را دادند. اطراف سفارت را بارها زدند و تهدیدشون برای زدن سفارت خیلی جدی شده، شهر رسماً شکل جنگی پیداکرده و حفظ امنیت سفارتمون؛ یعنی اطاعت از رهبری و حفظ خاک ایران. مطمئن هستم که نفرات را درست انتخاب کردم».

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رفیق مثل رسول و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابرفیق مثل رسول
عنوان دیگرنگاهی به زندگی و خاطرات مدافع حرم شهید محمدحسن (رسول) خلیلی
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهشهلا پناهی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۹/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۷.۷۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۸۵۷۱۵۰
تعداد صفحه‌ها۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mahdi_yar
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۲

رفیق جوی که نتوان به راه تنها رفت... با شهید خلیلی عزیز اولین بار در کتاب ابووصال آشنا شدم.شهید دهقان امیری علاقه زیادی به این شهید بزرگوار داشتند.این کتاب و شیوه ی رفاقت شهید خلیلی و دوستانشان الگویی فوق العاده برای...بیشتر

۶
گمنام
۱۳۹۸/۰۹/۲۴

خیلی این کتاب خوبه😭 برادر شهیدم رسول😔

۲
Fasihi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۴

شهادت واقعا هنر است و شهید هنرمند واقعی

۰
اعلمی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۷

من نسخه چاپی این کتاب رو خوندم و واقعا با کتاب زندگی کردم. بعد شهادت شهید حس کردم یکی از اعضای خانواده‌ام رو از دست دادم و فقط گریه میکردم. واقعا رفیقن

۰
ar
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۵

بسیار زیبا و دلنشین بارز ترین ویژگیشون همین رفیق بودنشونه که خیلی خوب حق رفاقت رو ادا میکنن

۰
Eli
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۲

خیلی وقت بود که میخواستم با زندگی این شهید بزرگوار آشنا بشم و این کتاب چون از زبان خود شهید نوشته شده خیلی عالی و زیبا ما رو با این شهید عزیز آشنا میکنه،هرچه کتاب پیش می‌رفت ارتباطم با ایشون...بیشتر

۰
pirhadi.p
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

خیلی کتاب خوبی بود بنده یحقیر چندمرتبه ای سرمزاراین شهیدبزرگواررفته بودم وهمیشه چهره ی ایشون یه محبت وابهت خاصی داشت خداروشکرکه خدااین توفیق رو بهم داد تااین کتاب رو بخونم وبامعرفت بیشتری مزاراین شهید روزیارت کنم باشد که این شهیدشفیع...بیشتر

۰
faeze
۱۳۹۹/۰۴/۲۳

این کتاب خود زندگی بود ...خیلی تاثیر گذار گیرا و جذاب ...اللهم ارزقنا الشهاده

۰
zahra.m
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۷

عالی. عاشقشم❤

۰
zoha hoseini
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۳۱

چون کتاب از زبان شهید نوشته شده ارتباط خوبی باهاش برقرار کردم. و اونجا که شهید شدن حس عجیبی بهم دست داد...

۰
قاصدک
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۰

ازخوندن این کتاب حس خوبی دارم.. چون مدت هامنتظر خوندنش بودم😍امیدوارم شهیدعزیز بهمون نظرکنند

۰
نرگس ثانی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۹

خواندن زندگی شهدا همیشه خوب هست ،خدا رحمتون کنه

۰
m.behnam
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۳

عالی عالی حتما بخونید 👌🌸

۰
نرگس
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۶

عالی بود زندگی شهید از زبان شهید دوست داشتم❤

۰
~Tahoora~
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۶

خیلی عالی بود 👌🏻👌🏻👌🏻 پیشنهاد میکنم خوندن این کتاب رو از دست ندید📚📚

۰

بریده‌هایی از کتاب

تنها چیزی که به دلم آرامش می‌داد این حرف یکی از دوستان بود که می‌گفت: «حضرت علی (ع) برای مراقبت از حریم دخترش ما را انتخاب کرده بود».
Fasihi
۶۶
-بیا قرار بذاریم مراقب دوتا چیز توی دوستی باشیم. -مراقب چی؟ -یکی نماز؛ بخصوص نماز صبح، یکی هم نگاه به نامحرم. بعدش مجدد به خاطر سلام نکردن به مادرش ازش معذرت‌خواهی کردم.
Fasihi
۵۷
«رسول جان؛ چون ایمان دارم که شهادت عاقبت‌به‌خیر شدنه، برات دعا می‌کنم؛ اما یادت باشه شهادت مقصد نیست، شهادت راه رسیدن به خدا را تسهیل می‌کنه».
Fasihi
۵۰
اخلاق بسیجی داشتن، مهم‌تر از لباس بسیجی داشتن است.
محمدحسین
۳۵
حالا معنی غربت را می‌فهمیدیم! ما در شهری بودیم که حرم دختر حضرت علی (ع) و دختر امام حسین (ع) در آن شهر بود؛ اما نمی‌توانستیم امشب را کنار این حرم‌ها باشیم و این نبودن به شکستن بغض ما کمک کرد. یک‌دفعه دلم برای هیئت ریحانه و روضه خواندن محمدحسین تنگ شد. تنها چیزی که به دلم آرامش می‌داد این حرف یکی از دوستان بود که می‌گفت: «حضرت علی (ع) برای مراقبت از حریم دخترش ما را انتخاب کرده بود».
هامان
۳۳
خرم آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به امید سر کویش پر و بالی بزنم من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم شادی روح شهدا صلوات
m_Yahyaee
۳۲
-خطبه عقد ما رو حضرت امام (ره) خوندند. اون روز رو خوب یادمه. اواخر فروردین‌ماه شصت‌ویک بود. ما از ۵ صبح از خونه بیرون اومده بودیم. اتفاقاً روز قدس هم بود. -چرا ۵ صبح؟ با خنده گفت: «آقای توسلی مسئول دفتر حضرت امام (ره) گفته بودند؛ این تاریخ که به شما وقت داده شده، با توجه به اینکه روز قدس هست، حضرت امام (ره) دیدار با مسئولین دارند. بهتره بذارید برای یک روز دیگه». بابا هم گفته بود: «ما برنامه‌ریزی کردیم. شما هر ساعتی بگید، ما مشکلی ندار
قاصدک
۳۱
شهدا در یک‌چیز مشترک بودند و آن عشق واقعی بود. یک جنسی از عشق که قابل‌گفتن نیست. فقط باید برای رسیدن به آن تلاش کرد و حتماً یک چاشنی دیگر هم لازم داشت؛ مثل حجب و حیاء، رعایت لقمه، گذشت و... خلاصه یک‌چیزی که این معادله را کامل کند.
sh
۳۰
«حضرت علی (ع) برای مراقبت از حریم دخترش ما را انتخاب کرده بود»
محمدحسین
۲۵
حمله به حسینیه‌ها و مردم عزادار و آتش زدن پرچم‌هایی که اسامی اهل‌بیت علیهم السلام، خاصه امام حسین (ع) روی آن ثبت شده بود، جرقه غیرت مردم را شعله‌ور کرد
محيا
۱۸