«رویای کتی» رمانی برای کودکان و نوجوانان نوشته سوزان. ام. کولیج، نویسنده آمریکایی است. کولیج متولد ۱۸۳۵ بود و در طول جنگهای داخلی امریکا به عنوان پرستار بیمارستان کار میکرد. او از همان دوران شروع به نوشتن کرد و با نویسندگان دوران خودش حشر و نشر پیدا کرد. از سوزان کولیج علاوهبر داستان، شعر هم منتشر شده است. او که داستانها و رمانهایش را برای کودکان مینوشت، در سال ۱۹۰۵ درگذشت. سوزان هیچوقت ازدواج نکرد.
«رویای کتی» داستانی درباره دختری به نام کتی است که ماجراهای جذابی برایش اتفاق میافتد. فضای داستان متعلق است به قرن ۱۹ آمریکا که تازه، سرگرم کننده و سرشار از حیات است و خواننده را حیرت زده و غافل گیر میکند:
«کَتی کار» در آمریکا و در شهر کوچکی به نام بِرنت زندگی میکرد. خانۀ آنها در کنارۀ شهر قرار داشت؛ خانهای بزرگ، سفید و مربعشکل با کرکرههای سبز که ایوان ورودی آن پر از بوتههای رز بود. یک طرف خانه باغ میوهای بود و در طرف دیگر آن پشتههای هیزم، انبارها و یک سردخانه برای نگهداری یخ در طول تابستان. بچههای خانوادۀ «کار»، شش نفر بودند: چهار دختر و دو پسر. کتی، دوازده ساله، فرزند بزرگ خانواده بود و برادرش فیل، که فقط چهار سال داشت از همه کوچکتر بود؛ سن بقیۀ بچهها بین این دو بود.
پدر آنها دکتر بود و مادرشان چهار سال پیش، وقتی فیل هنوز نوزاد بود، از دنیا رفته بود و تنها کتی او را بهخاطر میآورد.
عمه ایزی، خواهر دکتر، بهجای مادر با آنها زندگی میکرد. او پس از آنکه مادرشان به آن سفر طولانی رفت، آمده بود تا از آنها مراقبت کند: زنی لاغر با صورتی باهوش که مدام غر میزد و استعداد چندانی برای درک بچهها و کارهای مورد علاقۀ آنها نداشت.
دکتر اینطور نبود. او دوست داشت بچهها نترس و سرسخت بار بیایند و دلش میخواست همیشه آنها را در حال بالا رفتن از در و دیوار و بازیهای دشوار ببیند؛ حتی با لباسهای پاره و سروصورت ضربدیده.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب رویای کتی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
آخه داستان رویای کتی بسیار بسیار زییا ، پر از امید به زندگی ( مدح ) و در آخر داستان غمگین است ما هم باید مثل هلن باشیم نباید با هر بادی مثل بید بلرزیم و نا امید باشیم سعی...بیشتر
۰
『تیتی :)♡』
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۹
کتاب خوبی بود، داستانی درمورد امیدواری و شوق و صبر.
اما چند مورد هست که نمیشه به سادگی ازش گذشت،
۱- داستان پردازی ضعیف
۲- بد توصیف کردن شخصیتها: من سخت میتونستم شخصیتها رو تو ذهنم بیارم، رفتارهاشون برام توجیه نمیشد و تصویر...بیشتر
۰
بوک تاب
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۳
کتاب خوبی بود البته یک کم ساده بود. برای سنین دبستان راهنمایی خوبه. البته بزرگترها یک بار بخوانند بد نیست.🌹 ان قسمتی که به نظرم آموزنده بود را در بریده کتاب گذاشتم.🌸
۰
Razieh88
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۴/۲۸
خیی قشنگ بود.داستان یک دختر بود که اتفاقات خوب و بدی در طی زندگی پر ماجرایش براش می افته.داستان پردازی و متن فوق العاده بودند.این کتاب به ما میگه که زندگی پر از امیدوناامیدی ولی قشنگ هم هست.
"به خاطر یک میخ، نعل فنا شد،
به خاطر یک نعل، اسب فنا شد،
به خاطر یک اسب، سوارکار فنا شد،
به خاطر یک سوارکار، نبرد شکست خورد،
به خاطر یک نبرد، کشور از دست رفت،
و همه و همه به خاطر یک میخ!"
سپیده
۲
رؤیای کتی
نویسنده: سوزان ام کولیج
مترجم: آرمین هدایتی
بنگاه ترجمه و نشر پارسه
سپیده
۱
دربارۀ نویسنده
سوزان کولیج متولد ۱۸۳۵ در امریکاست. در طول جنگ داخلی امریکا بهعنوان پرستار در بیمارستان کار میکرد. پس از آن شروع به نوشتن کرد و با نویسندگان دوران خودش حشر و نشر پیدا کرد. از سوزان کولیج علاوهبر داستان، شعر هم منتشر شده است. او که داستانها و رمانهایش را برای کودکان مینوشت، در سال ۱۹۰۵ درگذشت. سوزان هیچوقت ازدواج نکرد.
سپیده
۱
خانهای بزرگ، سفید و مربعشکل با کرکرههای سبز که ایوان ورودی آن پر از بوتههای رز بود. یک طرف خانه باغ میوهای بود و در طرف دیگر آن پشتههای هیزم، انبارها و یک سردخانه برای نگهداری یخ در طول تابستان.
Lily
۰
"وای پدر! حالا میفهمم منظورت چیست! کی فکر میکرد یک چیز کوچک مثل ندوختن بند کلاه میتواند اینطور یک روز را تغییر بدهد؟ اما حرفهای شما یادم میماند و دیگر خودم را به دردسر نمیاندازم. حالا میبینی..."
در آن لحظه او واقعاً به گفتههایش اعتقاد داشت اما صبح روز بعد، همهچیز را فراموش کرد و باز به دردسر افتاد.
بوک تاب
۰
"کتی، یکی از چیزهایی که به خاطرش غصه میخوری، این است که نمیتوانی کاری برای بچهها بکنی. میدانی، به نظر من لازم نیست به این خاطر ناراحت باشی."
کتی با تعجب پرسید: "چطور؟"
"چون تو میتوانی به دردشان بخوری. به نظر من، تو الآن بیشتر از زمانی که حالت خوب بود و همهاش اینور و آنور میدویدی، فرصت داری که به بچهها رسیدگی کنی. الآن میتوانی تقریباً هر کاری دوست داشته باشی با آنها انجام بدهی."
کتی با ناراحتی گفت: "نمیفهمم منظورتان چیست. بیشتر وقتها من اصلاً نمیدانم آنها کجا هستند و چه میکنند. خودم هم که میدانید، نمیتوانم بروم دنبالشان."
"ولی میتوانی اتاقت را آنقدر دوستداشتنی کنی که خودشان دلشان بخواهد بیایند پیشت! متوجه نیستی که آدم مریض یک فرصت فوقالعاده دارد؟ او همیشه در دسترس است. هر کسی با او کار داشته باشد میداند کجا باید برود. اگر دیگران دوستش داشته باشند به قلب خانه تبدیل میشود. اگر بتوانی کاری کنی که کوچکترها احساس کنند وقتی خسته، خوشحال یا ناراحت هستند یا حتی وقتی کار بدی کردهاند و پشیمانند، اتاقت برایشان از همهجا بهتر است و کتی که آنجا زندگی میکند همیشه از دیدنشان خوشحال میشود، آنوقت برد با توست.
بوک تاب
۰
بعضی روزها سرت آنقدر درد میکند و اعصابت آنقدر به هم میریزد که حوصلۀ هیچکس را نداری. بعضی وقتها کلووِر و بقیۀ بچهها، مثل همین الآن که السی آمد، درحالیکه مشغول کاری هستی وارد اتاقت میشوند و ممکن است فکر کنند مزاحمت شدهاند، ولی تو باید همیشه یادت باشد هر بار که بیحوصلگی کنی و خودخواه باشی، آنها را سردتر و از خودت دورتر میکنی. آنها از کارهای کوچک تو خوشحال میشوند و الآن آنقدر دلشان به حالت میسوزد که از هیچ کار تو عصبانی نمیشوند. کمکم همه به مریض بودنت عادت میکنند و اگر تا ٱن موقع دوستیشان را جلب نکرده باشی، هرقدر بزرگتر بشوند، بیشتر از تو فاصله میگیرند."
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
آخه داستان رویای کتی بسیار بسیار زییا ، پر از امید به زندگی ( مدح ) و در آخر داستان غمگین است ما هم باید مثل هلن باشیم نباید با هر بادی مثل بید بلرزیم و نا امید باشیم سعی...بیشتر
کتاب خوبی بود، داستانی درمورد امیدواری و شوق و صبر. اما چند مورد هست که نمیشه به سادگی ازش گذشت، ۱- داستان پردازی ضعیف ۲- بد توصیف کردن شخصیتها: من سخت میتونستم شخصیتها رو تو ذهنم بیارم، رفتارهاشون برام توجیه نمیشد و تصویر...بیشتر
کتاب خوبی بود البته یک کم ساده بود. برای سنین دبستان راهنمایی خوبه. البته بزرگترها یک بار بخوانند بد نیست.🌹 ان قسمتی که به نظرم آموزنده بود را در بریده کتاب گذاشتم.🌸
خیی قشنگ بود.داستان یک دختر بود که اتفاقات خوب و بدی در طی زندگی پر ماجرایش براش می افته.داستان پردازی و متن فوق العاده بودند.این کتاب به ما میگه که زندگی پر از امیدوناامیدی ولی قشنگ هم هست.