معرفی و دانلود کتاب مردی که خون خود را می مکید... + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مردی که خون خود را می مکید...

کتاب مردی که خون خود را می مکید...

روایتی از سوختن در سکوت و نوشیدن قطره قطره خویش...

۵.۰(از ۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
مجتبی انصاری
انتشارات: 
سنجاق

قیمت:

۹۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مردی که خون خود را می مکید...

کتاب مردی که خون خود را می مکید... نوشته مجتبی انصاری و رمانی کوتاه درمورد فرسایش، خاطره، عذاب وجدان و تنهایی است؛ داستان مردی که در سکوتِ زندگی روزمره، آرام‌آرام از درون فرو می‌ریزد و مرز میان واقعیت، کابوس و گذشته را گم می‌کند. این کتاب را نشر سنجاق به‌صورت الکترونیکی منتشر کرده است. یک زخم کوچک در این اثر به دریچه‌ای برای بازگشت به خاطره‌های سوخته و زندگی از‌هم‌گسیخته‌ی سهراب تبدیل می‌شود. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مردی که خون خود را می مکید...

کتاب مردی که خون خود را می مکید... (روایتی از سوختن در سکوت و نوشیدن قطره‌قطره‌ی خویش...)، نوشته‌ی مجتبی انصاری، به زندگی سهراب می‌پردازد؛ مردی که در شهری غریب در اتاقی کوچک و میان تکرارهای خفه‌کننده‌ی کار، خانه و رفت‌وآمد، روزگار می‌گذراند. تنهایی سهراب به‌تدریج به تجربه‌ای ذهنی و جسمی تبدیل می‌شود. ساعت، آینه، نیمکت، راهرو، بوی نان و حتی زخم انگشت به نشانه‌هایی بدل می‌شوند که او را مدام به گذشته می‌برند؛ گذشته‌ای که در آن خانه‌باغ، پدربزرگ، مادر، سپیده و میترا حضور دارند و حادثه‌ای سوزان همه‌چیز را زیر خاکستر برده است.

رمان کوتاه مردی که خون خود را می مکید... فقط بر تنهایی سهراب تمرکز ندارد؛ بلکه نشان می‌دهد که سکوت، شرم و ناتوانی در روبه‌روشدن با گذشته چگونه می‌تواند زندگی روزمره را از درون تهی کند. فضای اثر پیوسته میان اکنون و گذشته جابه‌جا می‌شود و این رفت‌وبرگشت، حس بی‌ثباتی سهراب را منتقل می‌کند. نویسنده جزئیات محیط را با دقت توصیف کرده است؛ از اتاق بی‌روح و همسایه‌ها تا محل کار و نیمکتی که برای سهراب نقش پناهگاه پیدا می‌کند.

نشانه‌های فروپاشی ذهنی شخصیت پررنگ‌تر می‌شوند و خاطره‌های کودکی، آتش، گناه و میل به فراموشی به هسته‌ی اصلی این رمان کوتاه بدل می‌شود. آنچه این اثر را پیش می‌برد، فشار مداومِ احساس گناه، انزوا و میل به بازگشت به جایی است که شاید دیگر وجود خارجی نداشته باشد.

خلاصه داستان مردی که خون خود را می مکید...

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!
سهراب در اتاقی کوچک روزگار می‌گذراند. تنها دلخوشی او دوستی به نام مازیار است. با رفتن مازیار، تنهایی او عمیق‌تر می‌شود و زخم کوچکی روی انگشتش، راهی عجیب به گذشته باز می‌کند. سهراب با مزه‌ی خون، بوها و تصویرهایی از خانه‌باغ کودکی، پدربزرگ، مادر، سپیده و میترا را به یاد می‌آورد. این خاطره‌ها کم‌کم روشن می‌کنند که حادثه‌ای آتشین در گذشته، زندگی او و اطرافیانش را ویران کرده و سهراب از آن زمان در دل عذاب وجدان و فرسایش زندگی کرده است

چرا باید کتاب مردی که خون خود را می مکید... را بخوانیم؟

  • این رمان کوتاه تصویری از فرسایش روانی و زندگی در سایه‌ی عذاب وجدان را نشان می‌دهد.
  • خواننده با شبکه‌ای از نشانه‌ها مثل آینه، ساعت، نیمکت و زخم روبه‌رو می‌شود که معنای داستان را لایه‌لایه آشکار می‌کنند.
  • داستان حاضر نشان می‌دهد که چگونه یک حادثه‌ی پنهان در گذشته می‌تواند تمام حالِ یک انسان را شکل دهد.

خواندن کتاب مردی که خون خود را می مکید... را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

  • علاقه‌مندان به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان کوتاه با مضمون ذهن آشفته و حافظه‌ی آسیب‌دیده.
  • کسانی که می‌خواهند داستانی درباره‌ی عذاب وجدان، سوگ و ناتوانی در رهاکردن گذشته بخوانند.
  • مخاطبانی که از مطالعه‌ی آثاری با مرز مبهم میان واقعیت، خواب و خاطره لذت می‌برند.

بخشی از کتاب مردی که خون خود را می مکید...

«فصل هفتم: فصل فرسایش

نور از پنجرهٔ کوچک زیرزمین، مستقیم بر موهای میترا می‌تابید؛ انگار جز آن نقطه، جایی برای تابیدن نداشت. موهایش در خرمایی‌ترین حالت ممکن می‌درخشیدند و حتی رنگ چشمانش، خرمایی روشن بود. مثل چای کم‌رنگی که در استکان کمر باریک ریخته باشی.

خودش هم شیرین بود. نه فقط در حرف‌ها و لبخندهایش، که در آن شیطنت‌های ریز و بی‌دلیلش.

از عمویش نقاشی می‌آموخت و مرا سوژهٔ زندهٔ تمرین‌هایش کرده بود. البته من هم از خدایم بود. ساعتی بیشتر کنارش بودن، به‌ویژه وقتی سپیده و مادر خانه نبودند.

چشم‌ها و ابرها را خوب می‌کشید. اما هنوز دماغ را بلد نبود. نقاشی را به دستم داد. ذوق خودش را می‌کردم، اما چشمم به نقاشی بود. چشمانم را خوب کشیده بود، ابروها را کمی باریک‌تر، اما دماغم را با قوزی شبیه به پدربزرگم کشیده بود. راستش، اگر موها را هم نمی‌کشید و چشمانم را کمی خسته‌تر و بی‌رمق‌تر می‌کرد، نقاشی‌اش می‌شد خودِ پدربزرگ.

کاغذ را از جلوی صورتم پایین کشید. با لبخند قشنگش پرسید: «خوب شده؟»

دست راستش را گرفتم. آرام فشار دادم. لبخند من و گونهٔ گل‌انداختهٔ او، می‌گفتند که هر دو راضی‌ایم.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مردی که خون خود را می مکید... و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمردی که خون خود را می مکید...
عنوان دیگرروایتی از سوختن در سکوت و نوشیدن قطره قطره خویش...
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمجتبی انصاری
انتشاراتسنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۵/۰۶/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۱۵۴۶۹۳۰
تعداد صفحه‌ها۹۲ صفحه
قیمت کتاب۹۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۶۴۱۲۵۸۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۱۶

حس خوندن این کتاب؛ "همه ی ما، به این تلنگر احتیاج داریم" که به خودمون بیاییم، لحظه هایی تو زندگیمون بوده ، که به آسونی از کنارش گذشتیم و زندگیش نکردیم...!!!

۰
کاربر 12465309
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۱۷

چقدر خوب و قشنگ نشون داد که ما گاهی با تمام شکست ها و اشتباه ها باید تلاش کنیم خودمون رو ببخشیم ، وگرنه زیر خاکستر اشتباهات گذشته دفن میشیم حتما بخونیدش

۰
مریم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۲۶

داستان بر پایه حالات روحی و روانی یک شخصیت تنها پیش میره. فضای ابزورد داستان، یادآور رمانهای بیگانه و سقوط کامو و تنهایی پرهیاهو هرابال هست. کاراکتر اول داستان، درنتیجه غمی قدیمی(که به مرور خواننده رو در جریان اون قرار میده)؛ مفهوم...بیشتر

۰