معرفی و دانلود کتاب اسمی از تبار ابراهیم + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب اسمی از تبار ابراهیم
off
٪۴۰

کتاب اسمی از تبار ابراهیم

خاطرات پاسدار مدافع حرم شهید ابراهیم اسمی

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی

معرفی کتاب اسمی از تبار ابراهیم

کتاب اسمی از تبار ابراهیم نوشتهٔ سبحان خسروی و ویراستهٔ حسین صادقی فرد است و نشر شهید کاظمی آن را منتشر کرده است. این کتاب خاطرات پاسدار مدافع حرم شهید ابراهیم اسمی است.

درباره کتاب اسمی از تبار ابراهیم

یاد شهیدان یادبود ارزش‌های انسانی است و گرامیداشت آنان تجلیل از برترین خصال بشری است. یاد شهیدان باید با تدبیر و عبرت‌گیری همراه باشد. آنان همان فرزانگانی هستند که جان عاریت را که کالایی تمام‌شدنی است و روبه‌زوال است، با نعیم پایدار الهی سودا کردند و خود را از خسرانی که هر انسانی خواه‌ناخواه دچار آن است به‌نیکوترین وجه رها ساختند.

کتاب اسمی از تبار ابراهیم داستانی خالی نیست، بلکه خرده‌روایت‌های حقیقی از انسانی است که مثل همهٔ آدم‌ها به‌دنیا آمد، اما با پایی آسیب‌دیده و نفسی که به‌سختی راه خودش را در سینه پیدا می‌کرد. این داستان معجزه، ازخودگذشتگی، عاشقی، کشتی، قلدرکُشی، معنویت و هرآنچه یک انسان جست‌وجوگر و تشنهٔ حقیقت نیاز دارد، در خود دارد. این کتاب روایتگر جوانی دهه‌هفتادی است که در عین جوانی، در سوریه فرمانده یکی از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین محورهای عملیاتی می‌شود و اقداماتی را انجام می‌دهد که در نوع خودش کم‌نظیر است.

پاسدار مدافع حرم، شهید ابراهیم اسمی متولد ۱۵ خرداد ۱۳۷۲ است. او ۱۷ تیر ۱۳۹۹ به شهادت رسید. او مسئول اطلاعات و عملیات البوکمال بود و در سوریه، البوکمال شهید شد. ابراهیم بر اثر جراحات وارده بر اثر صدمات شیمیایی به دیار حق شتافت.

خواندن کتاب اسمی از تبار ابراهیم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر انسان معمولی هستید و می‌خواهید راه‌ورسم قهرمان‌شدن و ماندگارشدن را بیاموزید، خرده‌روایت‌های زندگی و زمانهٔ شهید مدافع حرم، ابراهیم اسمی را بخوانید.

بخشی از کتاب اسمی از تبار ابراهیم

«بیست روز بعد از تولد ابراهیم، تصمیم گرفتم به مادرم در میانه سری بزنم و مدتی در کنار او باشم. شوهرم در ابتدا موافق نبود تا چهلمین روز به‌دنیا آمدن ابراهیم جایی بروم، اما من دل‌تنگ مادرم بودم. سرانجام همراه فرزندانم به میانه رفتیم. مادرم تا چشمش به ابراهیم افتاد، برایش اسپند دود کرد و کلی برایش اشعار زیبای ترکی خواند. ابراهیم از زمان تولدش خیلی سروصدا نداشت و بچهٔ آرامی بود؛ اما به‌ناگاه بعد از چند روز بی‌قرار شد و دائم گریه می‌کرد. مادرم با دمنوش‌ها و ترفندهای تجربی‌اش هر دفعه به‌داد ابراهیم می‌رسید و چند ساعتی او را آرام می‌کرد. ولی طولی نمی‌کشید دوباره گریهٔ ابراهیم شروع می‌شد و آن‌قدر ناله و گریه می‌کرد که دل همه را کباب می‌کرد.

خیلی مستأصل شده بودم و دائم برای سلامتی‌اش دعا می‌کردم. تا اینکه هنگامی که در حال استحمام ابراهیم بودم، یکی از پاهایش نظرم را جلب کرد. خوب که دقت کردم، معلوم شد یکی از پاهایش بزرگ‌تر است و ورم کرده. بی‌درنگ همراه مادرم، او را به بیمارستان بردیم، ولی آنجا دکتر متخصص نداشت، اما دکتر عمومی آنجا نظر مرا تأیید کرد.

موضوع را به همسرم که در تهران بود، اطلاع دادم. همسرم به میانه آمد و ابراهیم را برای تشخیص و درمان به تهران بردیم. بعد از عکس‌برداری و ویزیت ابراهیم توسط متخصص کودکان، مشخص شد که ابراهیم به‌صورت مادرزاد، یکی از پاهایش مشکل دارد و دچار نقص است.

دکتر بعد از بررسی‌های تکمیلی گفت: «خانم اسمی، فرزند شما باید حداقل شش ماه پابند طبی مخصوصی رو ببنده تا ان‌شاءالله خوب بشه. ولی خوب شدنش قطعی نیست، باید شش ماه دیگه دوباره بررسی کنیم که درمان مؤثر بوده یا نه.»

همسرم پابند طبی مخصوص را تهیه کرد و به من داد که به پاهای ابراهیم ببندم. اولین بار که پابند را بستم، ابراهیم ناله و گریهٔ فراوانی کرد. به‌ناچار پابند را بررسی کردم و متوجه شدم که قالب جنس پابند فلزی است و تحملش برای ابراهیم بسیار دشوار است. تا صبح از ناراحتی پلک روی پلک نگذاشتم و آن‌قدر گریه کردم که چشمانم کاسهٔ خون شد. بعد از نماز صبح، صدایی در سرم گفت: «به امام‌رضا (ع) متوسل شو».

باحالت تضرع و از همه‌جا ناامید، به امام‌رضا (ع) پناه بردم و آن‌قدر دعا و نذر کردم که متوجه نشدم کِی روی سجاده به‌خواب رفته‌ام. ساعتی نگذشته بود که با صدای گریهٔ ابراهیم از خواب پریدم. تصمیمم را گرفتم. ابراهیم را به امام‌رضا (ع) سپردم. دلم را به دریا زدم و به شوهرم گفتم: «من دیگه این پابند رو به پای ابراهیم نمی‌بندم. بچه رو اذیت می‌کنه. ابراهیم رو سپردم به امام‌رضا (ع).»

شوهرم خیلی اصرار به استفاده از پابند کرد و گفت: «اگه پابند رو براش نبندی ممکنه فلج بشه و بیفته روی ویلچر. اون وقت عذاب‌وجدان می‌گیری.»

«دکتر گفت اگه پابند رو هم ببندی، ممکنه خوب نشه. من پای همه‌چیزش هستم.»

همسایه‌ها و فامیل سعی کردند قانعم کنند که پابند را ببندم، ولی من تصمیمم را گرفته بودم. تصمیمی که ممکن بود به فلج شدن ابراهیم ختم شود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اسمی از تبار ابراهیم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباسمی از تبار ابراهیم
عنوان دیگرخاطرات پاسدار مدافع حرم شهید ابراهیم اسمی
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهسبحان خسروی
ویراستارحسین صادقی فرد
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۸/۲۹
فرمت کتابEPUB
شابک۹۷۸۶۲۲۲۸۵۱۵۴۵
تعداد صفحه‌ها۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب۱۸۰۰۰ تومان