undefined میدان آزادی اثر بهزاد ناظمیان‌پور

دانلود و خرید میدان آزادی

۳٫۰ از ۱۹۹ نظر
۳٫۰ از ۱۹۹ نظر

برای خرید و دانلود   میدان آزادی  نوشته  بهزاد ناظمیان‌پور  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

نظرات کاربران

ائلگار
داستان میدان آزادی را باید جز آن دسته از داستانهایی طبقه بندی کرد که موضوع و مفهوم آن در زبان ایما و رمز گنجانده شده بود. آیا پیرمرد رمز انسان نوعی و نماد هر یک از شخصیت های داستان نبود؟ آیا سرنوشت هر یک شخصیت های داستان را تداعی نمیکرد؟ اینکه راوی به دنبال پیرمرد بود ولی تنها سایه ی او را مشاهده میکرد و پسر بچه ی کرد که پیرمرد و شخصیت های دیگر داستان را از یک دریچه نگاه میکرد، دو مصداق بارز برای تایید این ادعاست. از طرفی نویسنده در صفحه ی آخر بسیار صریح و واضح اشاره می کند که پیرمرد شاهد همه ی حوادث عالم بوده است. ( رمز انسان نوعی) بدین ترتیب شک و شبهه ای باقی نمی ماند. نویسنده از این تکنیک برای نشان دادن تکرار یک وضعیت خاص در افراد جامعه استفاده کرده است. در مجموع داستان نگاهی از منظر جامعه شناسی بر شخصیت های داستان داشت و بنده خوشحالم که نویسندگان ما تا این حد رسالت ارباب قلم بر اوضاع و احوال جامعه را ادا میکنند. وقوع حوادث غیر منتظره در داستان لحظه به لحظه بر زیبایی و گیرایی آن می افزود. پایان داستان نیز کاملا سازمان دهی شده بود. در کل داستان بسیار زیبایی بود. سپاس از نویسنده بزرگوار.
123456
به نسبت بد نیست
ناما
نمره: ۱۶ داستان رو دوست داشتم. چه موضوع و فضای خوبی. خوب شروع شده بود و عالی تموم شد. ولی وسطهاش شل بود. عین ماست. انگار کمی عجولانه نوشته بود و زیاد روش کار نشده بود. می‌تونست از این فضا، تنهایی هولناکتری دربیاره. بدون قضاوت و جانبداری شخصیت‌ها. و نمایشی‌تر. چون این داستان می‌طلبید که نمایشی باشه. بعضی دیالوگ‌ها خوب بود ولی بعضی هم زیادی واقعی و غیر داستانی و پر از حشو و زوائد. اگه ساختار محکم‌تری داشت نمره‌ی بهتری می‌گرفت. من بهش شانزده می‌دم.
barzi
اینکه از طریق دیالوگ برخی تصاویر را نشان داده بود به جای اینکه توصیف شان کند خوب بود. اما ساختار داستانی نداشت. مثل خیلی داستان های دیگه این مجموعه
t09132422922
قشنگه
Ali
به نظرم بهتر از بقیه بود
0
یاصاحب الزمان
داستان جالبی نبود و در ابتدای داستان خیلی به حاشیه توجه کرده بود و متوجه مطلب مورد نظر نویسنده نشدم
0
مجتبی
تقریبا بد بود...
0
sanan
زندگی اکثر آدم ها در حسرت چیزهایی است که ندارد اما عجیب آنجاست زمانی به آن دست می یابد به پوچی تلاش خود پی می برد...این نگاه داستان را دوست داشتم.
arash.t
یه داستان گفتگو محور . چرا آخرش اینجوری تموم شد . گم شدم