نظرات درباره کتاب دختر کشیش و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختر کشیش

نظرات کاربران درباره کتاب دختر کشیش

نویسنده:جورج اورول
انتشارات:انتشارات جامی
امتیاز
۳.۸از ۲۶ رأی
۳٫۸
(۲۶)
Amestra
ترجمه و ویراستاری ضعیفی داشت . در مورد خود کتاب هم بگم که خیلی جاها زیادی به جزییات پرداخته شده که یخورده خسته کننده میشه ولی اگه بتونین تا صفحه ۲۰۰ کتاب رو بخونید خوندن بقیش جذاب تر و لذت بخش تر میشه . داستان کتاب ، حال و هوای داستان و وقایعش ، شخصیت ها و اعتقاداتشون ، وضعیت دین در بین مردم اوضاع آوموزش و پرورش و مدارس خیلی نا آَشنا با اوضاع و احوال خودمون در ایران نیست و وقتی که کتاب رو مطالعه میکنید بخوبی میتونید اونو درک کنید . دو کتاب دیگه از جرج اروول خوندم قلعه حیوانات و 1984 اونهام دقیقا همین حس همذات پنداری با جامعه خودمون رو تداعی میکنن خیلی جالبه این نویسنده انگار در ایران الان زندگی میکرده . چیزی که منو تا آخر داستان مشتاق نگه داشت همین همذات پندازی با شخصیت اصلی داستان درووتی بود . اگر ترجمه بهتری سراغ دارید اونو بخونید ولی بخونید و از دست ندید این کتاب رو . پ.ن : ولی درووتی خیلی با جنبه بود انصافا ، اینهمه آقای واربرتون قصد دست درازی بهش داشت بازم به صحبت کردن باهاش ادامه میداد :) تحت تاثیر قرار گرفتم :)) پ.ن دوم : اون قسمتی که درووتی با نابی دنبال کار تو مزارع میگشت منو شدید یاد خوشه ها ی خشم انداخت اولش فکر کردم شاید تحت تاثیر اون کتاب بوده بعد متوجه شدم تقریبا چند سال قبل این کتاب منتشر شده .
گیسو
ممنون بابت توضیحات و وقتی که گذاشتید خیلی کمکم کرد
Amestra
من نظرم متفاوته . دوروتی از ابتدا هم ایمان راسخی نداشت و بنظر میرسید از ابتدا با تنبیهات سختی که به خودش روا میداشت سعی داشت خودشو مجبور به پذیرفتن چیز های کنه که از ابتدا بهشون شک داشت و در واقع فقط ظاهر رو حفظ کنه و همونطور که آقای واربرتون توضیح داد فراموشی اون هم ناشی از یک مکانیزم دفاعی ذهنی بود که از درگیری دروتی با خودش و اعتقاداتش دفاع میکرد. اگر هم دقت کنی از همون اول هم دروتی خیلی متعصبانه با نظرات مخالفش برخورد نمیکرد و دوستی اون با آقای واربرتون هم میتونه نشانه از صحت این موضوع باشه . اما در آخر چیزی که من برداشت کردم اینه که دوروتی ایمانش به خدا رو از دست نداد و همونطور که از گفتگوی ذهنیش با خودش برمیاد او دنیارو بدون هدف نمیتونست متصور بشه . و چیزی که از دست داد ایمانش به کلیسا و شرایعی بود که از کودکی به اون خو گرفته .
mina3062
دوروتی وقتی داشت به خونه برمیگشت تو قطار خیلی صادقانه اعتراف کرد که ایمانشو از دست داده ولی بنظرم جرأت نداشت زندگیشو تغییر بده دوباره به زندگی قبلیش برگشت...اینم شاید بی شباهت به زندگی ما ایرانیا نباشه که با وجود اگاهی از ماهیت دین مون بازهم اراده ی تغییر بعضی چیزارو تو زندگی نداریم آخرش خیلی نا امید کننده بود
Najmeh Star
یک کتاب متفاوت،یک موضوع متفاوت اصلا فکرشم نمیکردم که آخرش اونطور تموم بشه،به نظرم درس های کوچکی دربین داستان داره که باید به اونا توجه بشه دراین کتاب نباید منتظر یک پایان خاص باشید و به نظر این موضوع باعث طبیعی بودن داستانش میشه طوریکه آدم احساس میکنه این رمان واقعیت داشته به هرحال بخونیدش به نظرم کاملللا سلیقه ایه که ازش خوشتون بیاد یا نه
گابو
کتاب خیلی خوبی بود هر چند در برخی جاهاش افت داشت...ولی در کل عالی بود
گابو
منم چاپی خوندم .
mina3062
اینجا که دوروتی یهو سر از لندن درمیاره نویسنده خلاصه توضیح داده بود که فقط میتونه کار یه دزد باشه چون جواهرات دوروتی هم نبود ، البته من نسخه چاپی شو خوندم
سعید جان
آها آره بابا کتابی بود که ارزش خوندن رو داشت انصافا
وحید
زیادی غم‌بار ه.
saeide safi
اون قدری که تعریفشو شنیده بودم من رو‌جذب نکرد و راضیم نکرد! به نظرم خیلی ضعیف بود! اورول در این کتاب، به شدت به نظام طبقاتی بریتانیا و تأثیر آن بر زندگی مردم، به‌ویژه قشر ضعیف، می‌پردازد. تجربیات دوروتی به عنوان یک بی‌خانمان، نقدی قدرتمند بر فقر، بیکاری و بی‌تفاوتی جامعه است. شخصیت دوروتی، شخصیتی پیچیده و چندوجهی است. نویسنده سیر تحول روانی و بحران هویت او را ترسیم می‌کند. از دختری که کاملاً در چارچوب‌های خشک مذهبی تعریف شده، به انسانی که با واقعیت‌های تلخ جامعه روبرو می‌شود و ایمانش به چالش کشیده می‌شود. کتاب به موضوعاتی مانند هویت، ایمان، فقر، طبقات اجتماعی و تظاهر می‌پردازد که در هر زمان و مکانی قابل درک و تأمل هستند. سرعت آهسته داستان خیلی خسته کننده بود! پایان‌بندی داستان خیلی ناامید کننده بود چون دوروتی مجبور به بازگشت به زندگی گذشته و ظاهرسازی می‌شود و تحول عمیقی در زندگی‌اش رخ نمی‌دهد.
nooshin.tino
خیلی خوب به تصویر کشیده بود ک واقعا حس میکردی تو همون شرایط هستی. ولی خیلی غمگین بود ی لحظه ادم امیدوار میشد به خودش ی لحظه ناامید،در کل کتاب خوب و اموزنده ای بود.
علی
یکی از ضعیفترین آثار اورول
Mohamad zamani
چه عجب! یه ترجمه خوب هم دیدیم😐😄کتاب عالی و مترجم هم همچنین🌹🌷 من هر روز صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن با مسواک خالی دندانهایم را مسواک میزنم....👈چه عادت جالبی بود....👄😌
مریم
عالی هستش این کتاب به کسانی که قصد فرار از منزل و زندیگشون رو دارن توصیه میکنم مطالعه کنن
گابو
😊
مریم
تجربیات هر شخص به چیزیه که دیده پس هر دو صاحب حق
گابو
منم چند نمونه به عین دیدم که میگم(:
yaser.kabibi
مثل بقیه کتابهای اورول مذهب باز هم حضور دارد . اشاره به خشکه مقدسی های کلیسا ،فقر و اختلاف طبقاتی لندن ، آموزش و پرورش در انگلستان بعد از جنگ بسیار ماهرانه و جذاب در کتاب امده و بیان شده است . داستان ان تقریبا شبیه کتاب آس و پاس در پاریس و لندن همین نویسنده می باشد. کتابی روان و به دور از پیچیدگی های خاص ادبی .
mohadese
عاالیههه فقط اون وسطاش دلم واسه دختره سوخت :(
گابو
من هنوز موندم یهویی چرا رفت وسط لندن
*Heidary.3.#
خوب بودبانظرمریم خانم هم موافقم
S
فوق العاده بود بسیار تحسین برانگیز شخصیت پردازی ها واقعا قوی بودن
گابو
میدونم ...کی میدونه....کسی نفهمید که چطوری وسط لندن بیدار شد ...
S
دوروتی اما از خونه فرار نکرد
گابو
ترسناکه....برا اوناییکه فکر فرار از خونه رو دارن
علی نوری
کتابی که نوشته ی جوررج اورول باشه نیازی به توضیحات نداره
Amestra
ربط نداره
sabah
ارزش وقت گذاشتن نداره

حجم

۳۱۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

حجم

۳۱۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۰

تعداد صفحه‌ها

۳۵۲ صفحه

قیمت:
۵۹,۰۰۰
تومان