
نظرات کاربران درباره کتاب نجوای خاکستری
۵٫۰
(۱۳)
darab
جایی غرق در سکوت و تاریکی
همانجایی که انسان ها از گرفتن تصمیم های بزرگ امتناع میکنند
نوشته هایی از جنس گفتگو با خویشتن حس همدلی و همفکری و همنظری نویسنده میتواند از غرق شدن درتنهاییت جلوگیری کند.
که اگه بخوام خلاصه بگم
بینظیره3
Naraf
قلمِ نویسنده بسیار نزدیک به ذهن خواننده اش است و در فضایی راحت و آسوده کتاب به جلو میرود و به خواننده این احساس را می دهد که در تاریکی های ذهنش تنها نیست.
کاربر 10333069
مرسی برا حس هنرمندانه درونت
alireza heydari
خوشحال که بالاخره این کتاب چاپ شد نوشته های این کتاب طوریه که میتونی به هر شخصیتی که در ذهنت داری و هر نوع ارتباطی که داری مرتبط کنی حرف های دلت فریاد زده شده در سکوت اینجا به نوشتار اومده تا دیده بشه حس بشه شاید در نگاه اول این یک کتاب ساده به نظر برسه ولی عمیقا واژه به واژه های این کتاب از درون رو زندگی ها و حالت های مختلف افراد همراه با اندیشه درونی و عمیق نویسنده آمیخته شده ممنون از طاقچه که این کتاب موجود شده
عاطی
متن کلی کتاب پر از پارادوکس بود و من واقعا عاشق این سبک نوشته هام. کلمات متضاد، به قشنگ ترین شیوه کلاژ شدهان و در عین حال که معنی عمیقی دارن، به شدت وایب بداهه گویی و اورثینگ میدن. من با این سبک نوشته ها خیلی حال میکنم. انگار نشسته باشم رو مبل پیش نویسنده، اونم پشت به من رو میز، سیگار به دست، بنویسه و نوشته هاشو بلند بخونه و ندونه که من هستم. انگار که شریک بلند بلند فکر کردنای نویسنده در تنهایی خودشم. انگار در و دیوارایی بودم که میدیدم و میشنیدم و چیزی نمیگفتم.
کتاب بخش بندی و منسجمه و هر قسمت تو هر صفحه سبک خودشو حفظ کرده. بخش اول، قوی بود. جملات کوتاه بود اما وزن داشت و خوندنش بهم چسبید. بخش دوم هم، جالب بود. از سبک نوشته های نامه نگاری به شدت خوشم میاد و خوندن حرفای شاید نزده شده بهم حس دیپ و جالبی میده.
و بخش سوم، پسر، عاشقشم((: این بخش رو چندبار خوندم. انگار نمیخواستم باور کنم که رسیدم به ته کتاب.
در کل، کتابی بود که ارزش خوندن داشت. حس آسودگی و آشفتگی رو یکجا بهم تزریق کرد و پارادوکس لذتبخشی رو بهم هدیه داد.
اگه بخوام ادبی تر حس خوندن نجوای خاکستری رو توصیف کنم:
یک مونولوگ درونیِ آشفته از انزوای خودخواسته، عشقی که در ترس از بیان محبوس شده، و جستوجوی ناامیدانه برای یافتن تکیهگاهی در میان دیوارهای ذهن و اتاقی که چهارمین دیوارش شخص خودم بود.
کاربر 10374917
فوقالعادهترین بود این کتاب🤍
خوندنش جوری بود که حس میکردم انگار همون لحظه دارم تک تک کلماتش رو زندگی میکنم:")
کاربر 10320391
در یک جمله بگم، این کتاب فوقالعاده جالب بود. واقعا خیلی واسه من تاثیرگذار بود. منتظر کتابهای بعدی شما هستم.
کاربر 10367092
آیا کتاب دیگری درحال نوشتن هستید
miss
برای من این اثر تجربهای بود از مکث ، فهمیدن و روبهرو شدن با لایههایی از احساس که معمولاً گفته نمیشوند...
این کتاب برای من شبیه قدمزدن وسطِ ذهنِ آدمی بود که درد را بلد است ، اما هنوز لطافتش را از دست نداده!
بین تمام جملههای نجوای خاکستری ، یک جور سکوتِ زنده جریان داشت! همان سکوتی که شبها آدم را وادار میکند به خودش ، خاطرههایش و چیزهایی که هیچوقت نگفته فکر کند...
بعضی تکههایش آنقدر واقعی و نزدیک بودند که حس میکردم نویسنده ، بخشی از حرفهای ناگفتهی خودِ من را نوشته و بغضی که بی مهابا رهایم نمیکرد!
آرام عزیزم…
نجوای خاکستری ردِ احساسات تو میان واژههاست و قشنگترین بخشش این است که بعد از تمام شدنش ، هنوز یک تکه از آن را با خودم حمل میکنم!
از آن دست نوشتههایی که ردشان از ذهن مخاطب پاک نمیشود حتی وقتی صفحه آخر بسته شده باشد...
