
نظرات کاربران درباره کتاب پیشانی نوشت ها
کاربر 966384
داستانی، زن و شوهری به نام احمد و حبیبه که بیمارند، با وجود مومن بودنشان قصد خودکشی دارند. دین، مرگ خودخواسته را نکوهیده است و آن را رد میکند، اما این زوج که فرزندی هم ندارند برخلاف باورهایشان عمل میکنند و همین تناقض موجب جذابیت داستان شده است. احمد ریههای بیماری دارد که حاصل شیمیایی روزهای جنگ است و زن که نابیناست هر شب خواب میبیند، گویی تمامی بیناییاش پشت پلکهای خفتهاش پنهان شده است. این دو پشت درهای بسته مسجدِ قدیس، نماز میخوانند. قدیس شخصیتی است که تا انتهای داستان رمزگشایی نمیشود و مسکوت باقی میماند. سپس آیاتی از سوره کهف را میخوانند که به ماجرای حضرت موسی و خضر و ماهی اشاره دارد و جالب اینکه شام آخر این زوج نیز ماهی است. در حقیقت ماهی حلقه اتصال بین دو روایت است؛ روایت احمد و حبیبه و ماجرای حضرت موسی و خضر. آن دو برای پیدا کردن محل خودکشی در جاده سرگردانند. جادهای که همچون زندگی زناشوییشان بیباروبر، خشک و عقیم است. در واقع آنان نمایندگان انسانهای پساجنگند که از امیدها و آرزوهایشان در این جهان دست شستهاند. جنگی که تمام شده اما هنوز ردش باقی است و حتی در صحنه پایانی داستان هم سربازها و بالگردها حضور دارند. احمد در جاده پیشنهاد میدهد دویستوسیزده بار بگویند حبیبه، سپس همانجا ساکن شوند و به زندگی خود پایان دهند. دویستوسیزده در حروف ابجد کبیر یعنی زهرا، عددی مقدس که احمد آن را به حبیبه پیوند میزند. در حقیقت وجه مشترک زهرا و حبیبه تقدسشان است. اما داستان چه میخواهد بگوید؟ آیا داستانی عاشقانه و ضدجنگ است؟ یا داستان آدمهای ناامیدی که از قضا مومنند گرچه دینشان ناامیدی را همجنس شیطان میداند. شاید همه اینها باشد و نباشد چون وجهی از شخصیت احمد در لایههای پنهان متن، نفس میکشد که میتواند تمامی تفسیرها را تغییر دهد. احمد شب آخر به دفترش میرود از خانم همسایه فندکی قرض میگیرد و تمام دستنوشتههایش را میسوزاند، آشفتگی و دستپاچهبودنش، آن همه سرفههای پیایی خواننده تیزبین را وا میدارد تا بیشتر در احوالات احمد جستوجو کند و به کشف جدیدی برسد.
حجم
۹۰٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۱۹ صفحه
حجم
۹۰٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۱۹ صفحه
قیمت:
۶۴,۰۰۰
تومان