نظرات درباره کتاب محتوم و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب محتوم

نظرات کاربران درباره کتاب محتوم

انتشارات:نشر نوین
امتیاز
۳.۰از ۴۶ رأی
۳٫۰
(۴۶)
کاربر 1071096
من تعریف و توصیف این کتاب رو زیاد شنیده بودم ولی اصلا متوجه نشدم چندبار یک پاراگراف رو می‌خوندم تا متوجه اصطلاحات بشم ،نیاز به پیشینه ذهنی قوی داره
کاربر ۲۲۲۴۹۳۴
موافق نیستم. یجاهاییش تخصصیه که خود نویسنده هشدار میده به جزئیات و اسامی خاص توجه نکنید و اصل مطلب رو بگیرید. بنظرم کلیت مطلب برای عموم نوشته شده
کاربر ۱۴۹۴۲۷۴
اگر میخواهید مطالب این کتاب رو عمیقأ متوجه بشین مراجعه کنید به پادکست دکتر مکری بسیار عالی توصیح میده
علیرضا
جدیدترین نگرش به مساله جبر واختیار هستش
reza delbaz
کتاب خوبیه، متن کتاب برخی جاها سخت فهمیده میشه (برخلاف سایر کتب ساپولسکی که عموماً نثر روانی دارن)، در برخی موارد هم خود نویسنده به سختی مبحث اشاره میکنه! در کل پیشنهاد می‌کنم بخونید، ذهنتون رو در زمینه جبرگرایی بیشتر باز می‌کنه! اگر می‌خواید سریع هم مغز حرف این کتاب رو بگیرید و وارد جزئیات نشید کتاب «دروغ/اراده آزاد» سم هریس رو بخونید!
masoud enayatfar
عالی عالی
پیام
کتابی برای رهایی از افکار پوسیده و دگم و چراغ‌راهی برای درک واقعیت‌های جهان دربرابر شعارها. به‌شدت به جامعۀ ایرانی، مخصوصاً آنهایی که هنوز به واقعیت از لنز تعصبات می‌نگرند، توصیه می‌شود.
aabzn
کتابی برای این روزها برای دادن دیدی جدید نه قبول سرنوشت بلکه روشی برای دیدن اطاف
sofiya
بهترین کتابی که درتمام عمرم خوندم .
mostafa
به کسانی که به این حوزه علاقمند هستند شدیدا پیشنهاد میکنم عباس سیدین واقعا روان و خوب ترجمه کرده و به نظرم بدون تعصب مطالعه کنید چون یکسری باورهای قبلیتون رو به چالش میکشه
saham
من کتاب فیزیکیش رو خریدم و برای من تاییدی بود بر بیشتر چیزهای که میدونستم از قبل و بهشون باور پیدا کرده بودم اونم اکثرا تحری یا از طریق مطالعه مباحث گوناگون ولی بقول شما برای عموم احتمالا مثل سیلی خوردن باشه واقعا جذاب بود خصوصا وقتی پی میبری دنبال معنای خاصی نباید بگردی
Amir
متاسفانه با وجود تعاریفی که پیش از ترجمه وجود داشت، مترجم کتاب رو نابود کرده!! فارغ از اینکه محتوای کتاب نیاز به پیشینه علمی قوی داره، ترجمه افتضاح متن طوری هست که باید چند بار یک خط رو بخونی تا بلکه متوجه منظور نویسنده بشی، تازه شاید!!! این خیلی بده که ما یک رسالت کاذب در خودمون ایجاد میکنیم و با فدا کردن کیفیت در راه کمیت، می‌خوایم که هرجور شده سریعا کتاب رو وارد بازار نشر فارسی کنیم ولو اینکه غیرقابل فهم بشه وقتی تخصص و مهارت لازم در ترجمه نداریم چرا اقدام میکنیم آخه؟!
Mehdi
دقیقا، انکار کتاب رو دادی به نرم افزار ترجمه کنه
ر.د.ب
ترجمه عالی بود. شاید شما با پیش زمینه کتاب آشنا نبودید.
behmorad
یکی از انگیزه های اصلی من برای خرید این کتاب، پشتیبانی از عباس سیدین و پادکست خوب "پرسه" بود. امیدوارم عباس و "پرسه" پایدار و پیوسته به کارشون ادامه بدن.
مهرگان گودرزی
من دیوانه وار از عباس و افکار و انتخاب هاش و بیان و عمقش و... خوشم میاد و هر جا و هر طور بتونم واقعن حتمن حمایت میکنم. 🌱 🌹🌱🌹❤️❤️
کاربر 10284078
هر کتاب یک معلم خاموش است.
نوید زندی
ارزش خوندن نداشت و وقتم رو هدر دادم
روزبه حیدری
اختیار انسان به معنی توانایی انتخاب آگاهانه بین گزینه‌های مختلفی‌ست که به واسطه‌ی کارکرد نورون‌ها به شکل قرینه‌وار و با امکان انتخاب برابر، کنار هم چیده شده‌اند. کتاب پیش رو از منظر فلسفی و علمی، کاملاً غیرقابل استناد بوده و انتقادات زیادی حتی در اصل تعریف اختیار و جبر به آن وارد است. از مطالعه‌ی کتاب بدون دیدگاه منتقدانه پرهیز کنید تا در دام شبه‌علم نیفتید.
mehdi
من توصیه می‌کنم قبل از استعمال شبه‌علم کتب دکتر توکلی صابری رو مطالعه کنید. شما حتی معنای شبه‌علم رو نمیدونید!
شهاب‌الدین آدینه عراقی
به گمانم شما درک درستی از علم و شبه‌علم ندارید. یقیناً سوگیری‌های شناختی شما مانع از پذیرفتن واقعیت برخاسته از نتایج آزمایشات علمی‌ست؛ چراکه خلاف باورهای شماست.
حمیدرضا
باید بفرمایید از لحاظی تشخیص دادید که فکتهلی علمی کتاب که حاصل آرمونهای علمی پیجیده لوده، قابل قبول نیست؟ کجای آنها نامعتبر هست؟ حتا به لحاظ فلسفی.
همسایه
کتاب رو نخوندم، یک ستاره دادم که بتونم بنویسم🙃 تو توضیحات کتاب، قسمتی که نوشته «خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم» رو بخونید، طنز خالصه، مردم از خنده😂😂😂
همسایه
چرا ۶نفر دیس کردن ؟!! آخه خودش گفته کتاب درباره نگاه علم به زندگی بدون اراده آزاد هست و بعدش گفته کتاب رو به کسانی که علاقمند به نگاه علم به زندگی بدون اراده آزاد هستند، پیشنهاد میدیم😂😂😂، یعنی چشم بسته غیب گفته ها😁😁😁
am.br
شواهد مختلفی در تضعیف و ردّ این نظریات هست.
am.br
کاربر 3966144 یک بار جوابتون رو نوشتم ولی متاسفانه مثل اینکه اینجا درج نشده. تعریف علم و ساینس تعریف محدودیه و فکر نکنم حتی اکثر دانشمندهای غربی هم ادعای این رو داشته باشه که هرچی فقط در محدوده تعریف فعلی ساینس باشه قابل قبول و واقعیه ، از قضا هرچی علم جلوتر میره بیشتر میفهمیم که چیزی نمیدونستیم. اصلا بحث علاقه مندی من نبود! داریم یک بحث منطقی میکنیم. لطفا بحث رو دوباره بخونید. بحث این بود که اگر ما دنبال واقعیت ها هستیم ، باید واقعیت ها رو کامل ببینیم ، نه با یک چشم تنگ و تاریک. اونچه که از وحی به ما میرسه علم جامع و کامل هست و اون چیزی که از علم تجربی به ما میرسه ، صرفا نور انداختن روی زاویه ای از واقعیت هست ، تازه اگر برداشت ما از اون چیزی که میبینیم درست باشه. و همونطور که گفتم ، هرچی جلوتر میریم ، بیشتر میفهمیم که چیزی از جهان اطرافمون نمیشناسیم. استفاده از کلمه معرفت و علم فریبتون نده. مسئله اصلی شناخت واقعیته نه بازی با کلمات. مسئله اصلی اینه که واقعیت شناخته بشه. این هدف اصلی هرچیزی هست که بشر با کلمات علم و شناخت دنبالشه. ضمنا همونطور که اشاره کردم ، تعریف علم و به طبع اون ، روش تحقیقی که برای این تعریف تنظیم شده ، یک تعریف و عمل محدوده و جامع و کامل نیست. اثبات تجربی روح در قالب مقاله زیاد ثبت نشده اما تجربیات شخصی ثبت شده در اینباره وجود داره. البته یک مقاله هم پیدا کردم از آقای استوارت همروف از دانشگاه آریزونا و سر راجر پنزور از دانشگاه آکسفورد. ضمنا ، چرا نباید به دلایل فلسفی - عقلایی بزرگان استدلال کنم؟ غربی ها از روی دست امثال ابن سینا تقلید کردند. اگه مشکل شما مقاله بودنه ، کاری نداره. میشه راحت این مسائل رو درقالب مقاله هم منتشر کرد. اما درمورد تناقض ، پیش فرض صرف کلی انرژی و نوشته شدن کتاب های این نویسنده ، اینه که انسان با آگاهی جدید ، "بخواد" زندگی خودش رو تغییر بده یا حداقل به خودآگاهی (فهم آزادانه) برسه. درحالی که چنین چیزی با مفهوم ادعاشون در تضاده. ضمنا ، درمورد جوابی که نوشتید باید بگم که صرف آگاهی تاثیری در نتیجه رفتار نداره و همه ما به طور ناخوآگاه میدونیم و این رو در حرف ها و تفکراتمون انعکاس میدیم که تصمیم گیری مختارانه اشخاص هم دخیل هست. توی بحث جبر و اختیار ، انگیزه و صرف انرژی اهمیت زیادی داره. حتما دیدید اشخاصی رو که میدونند یک عمل خوبه ولی انجامش نمیدن یا برعکس. اینها آگاهی کافی رو دارند ولی انگیزه کافی رو ندارند. لازمه اینکه مغز همیشه بر ما چیزی رو جبر کنه ، اینه که زور انگیزه های درونی مغز به آگاهی ما بچربه. یعنی حتی اگه آگاهی جدیدی به ما رسید ، درنهایت هورمون ها و گره های عصبی تصمیم گیر باشند. حالا سوال اینجاست ، اگر زور انگیزه های مغز همیشه به آگاهی ما میچربه و اجازه تفکر آزاد و مستقل رو از ما میگیره ، چرا باید اصلا آگاهی ای به دیگران منتقل بشه و چرا باید زندگی یه مشت ماشین مهم باشه که برای ارتقائش کلی هزینه و انرژی صرف کرد؟ و اگه زور انگیزه های درونی مغز همیشه به آگاهی های ما نمیچربه (که همینطور هم هست و ما خیلی از اوقات تصمیم هایی میگیریم که با کمک یک آگاهی ، انگیزه درونی خودمون رو پس میزنیم) ، پس ما تفکر و اراده آزاد و مستقل هم داریم که اسم دیگرش همون "اختیار" هست. اما اگر اینجا ادعا این باشه ما چنین اختیاری رو داریم ، اما خیلی وقتها ازش استفاده نمیکنیم و به غرایزمون تکیه میکنیم ، این یه بحث دیگه هست که اتفاقا بحث خوبی هم هست. چون اسلام هم به همین مبحث زیاد پرداخته که باید از تصمیم گیری صرفا بر مبنای غرایز دوری کرد و مغز رو جوری تربیت کرد که از سطح غرایز حیوانی اش فاصله بگیره. اگه در این مورد خواستید بشنوید ، سلسله سخنرانی های شرح جنود عقل و جهل رو گوش بدید حتما. خیلی مبحث جالبیه. جالبه که شما من رو از ارجاع به حرف های بزرگان منع کردید اما خودتون جوری نوشتید که دیگران فلسفه جبرگرایی رو بزرگ حس کنند. خیر ، من برچسب به چیزی یا کسی نزدم. اما قطعا فلسفه جبرگرایی در این حدی که فرمودید نیست و فلاسفه هم به این صحبت ها پاسخ داده اند. هرچند زیاد نیازی به گفتنش نیست ، اما وقتی این کتاب رو با اتفاقات واقعی زندگی انسان ها مقایسه میکنم به فاصله بسیار بسیار زیاد این نتیجه گیری ها با اون چیزی که در جریان زندگی آدم ها اتفاق میفته پی میبرم. الان که این نوشته رو مینویسم ، درحال خوندن کتاب مربع های قرمز هستم. این کتاب رو بخونید و با چنین حرفهایی مقایسه کنید. اینها اتفاقات واقعی هست. چقدر از اتفاقات واقعی اون کتاب با نتیجه گیری های این کتاب قابل قیاسه؟ واقعیت اینه که کم ، خیلی کم...
am.br
کاربر 3966144 یک بار جوابتون رو نوشتم ولی متاسفانه مثل اینکه اینجا درج نشده. تعریف علم و ساینس تعریف محدودیه و فکر نکنم حتی اکثر دانشمندهای غربی هم ادعای این رو داشته باشه که هرچی فقط در محدوده تعریف فعلی ساینس باشه قابل قبول و واقعیه ، از قضا هرچی علم جلوتر میره بیشتر میفهمیم که چیزی نمیدونستیم. اصلا بحث علاقه مندی من نبود! داریم یک بحث منطقی میکنیم. لطفا بحث رو دوباره بخونید. بحث این بود که اگر ما دنبال واقعیت ها هستیم ، باید واقعیت ها رو کامل ببینیم ، نه با یک چشم تنگ و تاریک. اونچه که از وحی به ما میرسه علم جامع و کامل هست و اون چیزی که از علم تجربی به ما میرسه ، صرفا نور انداختن روی زاویه ای از واقعیت هست ، تازه اگر برداشت ما از اون چیزی که میبینیم درست باشه. و همونطور که گفتم ، هرچی جلوتر میریم ، بیشتر میفهمیم که چیزی از جهان اطرافمون نمیشناسیم. استفاده از کلمه معرفت و علم فریبتون نده. مسئله اصلی شناخت واقعیته نه بازی با کلمات. مسئله اصلی اینه که واقعیت شناخته بشه. این هدف اصلی هرچیزی هست که بشر با کلمات علم و شناخت دنبالشه. ضمنا همونطور که اشاره کردم ، تعریف علم و به طبع اون ، روش تحقیقی که برای این تعریف تنظیم شده ، یک تعریف و عمل محدوده و جامع و کامل نیست. اثبات تجربی روح در قالب مقاله زیاد ثبت نشده اما تجربیات شخصی ثبت شده در اینباره وجود داره. البته یک مقاله هم پیدا کردم از آقای استوارت همروف از دانشگاه آریزونا و سر راجر پنزور از دانشگاه آکسفورد. ضمنا ، چرا نباید به دلایل فلسفی - عقلایی بزرگان استدلال کنم؟ غربی ها از روی دست امثال ابن سینا تقلید کردند. اگه مشکل شما مقاله بودنه ، کاری نداره. میشه راحت این مسائل رو درقالب مقاله هم منتشر کرد. اما درمورد تناقض ، پیش فرض صرف کلی انرژی و نوشته شدن کتاب های این نویسنده ، اینه که انسان با آگاهی جدید ، "بخواد" زندگی خودش رو تغییر بده یا حداقل به خودآگاهی (فهم آزادانه) برسه. درحالی که چنین چیزی با مفهوم ادعاشون در تضاده. ضمنا ، درمورد جوابی که نوشتید باید بگم که صرف آگاهی تاثیری در نتیجه رفتار نداره و همه ما به طور ناخوآگاه میدونیم و این رو در حرف ها و تفکراتمون انعکاس میدیم که تصمیم گیری مختارانه اشخاص هم دخیل هست. توی بحث جبر و اختیار ، انگیزه و صرف انرژی اهمیت زیادی داره. حتما دیدید اشخاصی رو که میدونند یک عمل خوبه ولی انجامش نمیدن یا برعکس. اینها آگاهی کافی رو دارند ولی انگیزه کافی رو ندارند. لازمه اینکه مغز همیشه بر ما چیزی رو جبر کنه ، اینه که زور انگیزه های درونی مغز به آگاهی ما بچربه. یعنی حتی اگه آگاهی جدیدی به ما رسید ، درنهایت هورمون ها و گره های عصبی تصمیم گیر باشند. حالا سوال اینجاست ، اگر زور انگیزه های مغز همیشه به آگاهی ما میچربه و اجازه تفکر آزاد و مستقل رو از ما میگیره ، چرا باید اصلا آگاهی ای به دیگران منتقل بشه؟ و اگه زور انگیزه های درونی مغز همیشه به آگاهی های ما نمیچربه ، پس ما تفکر و اراده آزاد و مستقل هم داریم که اسم دیگرش همون "اختیار" هست. اما اگر اینجا ادعا این باشه ما چنین اختیاری رو داریم ، اما خیلی وقتها ازش استفاده نمیکنیم و به غرایزمون تکیه میکنیم ، این یه بحث دیگه هست که اتفاقا بحث خوبی هم هست. چون اسلام هم به همین مبحث زیاد پرداخته که باید از تصمیم گیری صرفا بر مبنای غرایز دوری کرد و مغز رو جوری تربیت کرد که از سطح غرایز حیوانی اش فاصله بگیره. اگه در این مورد خواستید بشنوید ، سلسله سخنرانی های شرح جنود عقل و جهل رو گوش بدید حتما. خیلی مبحث جالبیه. جالبه که شما من رو از ارجاع به حرف های بزرگان منع کردید اما خودتون جوری نوشتید که دیگران فلسفه جبرگرایی رو بزرگ حس کنند. خیر ، من برچسب به چیزی یا کسی نزدم. اما قطعا فلسفه جبرگرایی در این حدی که فرمودید نیست و فلاسفه هم به این صحبت ها پاسخ داده اند. هرچند زیاد نیازی به گفتنش نیست ، اما وقتی این کتاب رو با اتفاقات واقعی زندگی انسان ها مقایسه میکنم به فاصله بسیار بسیار زیاد این نتیجه گیری ها با اون چیزی که در جریان زندگی آدم ها اتفاق میفته پی میبرم. الان که این نوشته رو مینویسم ، درحال خوندن کتاب مربع های قرمز هستم. این کتاب رو بخونید و با چنین حرفهایی مقایسه کنید. اینها اتفاقات واقعی هست. چقدر از اتفاقات واقعی اون کتاب با نتیجه گیری های این کتاب قابل قیاسه؟ واقعیت اینه که کم ، خیلی کم...
کاربر 3966144
به نظرم خانم فرجی پاسخ شما رو به درستی و کامل دادند ولی بد نیست چند نکته رو هم خدمتتون عارض بشم. علم یا science تعریف مشخص و معین داره. لطفا علاقه‌مندی های خودتون رو در حوزه علم نچپونید. ما اصلا ضد حدیث و آیه و روایت صحبت نکردیم. ولی این به قول شما معرفت (و نه علم) وحیانی، جاش در روش شناسی و روش تحقیق علمی نیست. ضمن اینکه ممنون میشم مقالات معتبر در مورد اثبات تجربی وجود روح رو بنویسید تا ما هم مستفیض بشیم وگرنه لطفا مارو به بزرگان حواله ندید یا الکی مدعی اثبات علمی اون نباشید. میتونید به جای مطالبی که فرمودید، ادعا کنید که به روح باور قلبی دارید ولی پای علم رو وسط نکشید که اونوقت نیاز به ارائه مستندات معتبر، مثل مقالات معتبر چاپ شده دارید. ضمنا تناقضی که فرمودید هم وجود نداره. ایشون ممکنه بدون اختیار و به واسطه جبر این کتاب رو نوشته باشن و کتاب ایشون هم ابزار جبری است که موجب بوجود اومدن تغییرات در سطح فهم افراد و جامعه میشود و برای این کار نیازی به اختیار نیست. برای دوستان دیگر هم پیشنهاد میکنم که با توجه به اینکه فلسفه جبرگرایی بسیار فلسفه سخت و عمیقی است، قبل از اینکه با اولین تناقضی که در ذهنشون ایجاد شد، به این کتاب یا فلسفه برچسب احمقانه و اشتباه و ... بزنن، تخقیق بیشتری بکنند یا بیشتر فکر کنند یا از هوش مصنوعی سوال کنند و یا ... فکر نکنید متفکران جبرگرا یه مشت ادم با ای کیو پایین و نفهمند و شما به یکباره مچ همه شان را گرفته اید.

حجم

۳٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۵۸۸ صفحه

حجم

۳٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۵۸۸ صفحه

قیمت:
۱۹۹,۰۰۰
تومان