نمیخوام با خراب کردن زندگی یکی دیگه زندگی خودم رو نجات بدم.
Zohreh
۱۰۰
مردم ناگهانی زیر همهچی میزنن. آدم تعجب میکنه.
Zohreh
۱۸
حس پیچیدهایست؛ هم دوستش دارد و هم خسته شده است.
نیومون
۱۶
رالی تازگیها فهمیده است هرکسی رازی دارد. بعضی از مردم این رازها را در کامپیوتر خود نگه میدارند.
sogand
۸
شانزدهسالگی بدترین دوران است و پسرها مادرها را در این سن میکُشند. به هجده یا نوزدهسالگی که برسند بزرگتر میشوند؛ شخصیت بهتری پیدا میکنند؛ بهتر رفتار میکنند و مسئولیتپذیرتر میشوند.
hamtaf
۴
«اونجوری که فکر میکنیم پیش نمیره، درسته؟»
sogand
۴
این یک حقیقت است که هر مادری برای حمایت از فرزندش هر کاری میکند.
استودیوس
۳
خوب اعتماد بین دو نفر همین است. دیگر به این جزئیات دقت نمیکنی. آنها را زیر سؤال نمیبری. چون دلیلی برای عدم اعتماد نمیبینی.
فروغ
۳
همهٔ زندگیاش جهنم شده است.
Book
۳
مردم ناگهانی زیر همهچی میزنن. آدم تعجب میکنه.
نیومون
۲
«آدم که نباید حتماً مشکل روانی داشته باشه تا به یه درمانگر مراجعه کنه.»
Book
۲
ایکاش میتوانستند زمان را به عقب برگردانند.
Book
۲
«بالاخره حقیقت یه روز برملا میشه.»
Book
۲
باید بیاموزد بدون او چطور زندگی کند.
نیومون
۱
شانس همیشه جواب نمیده.
Book
۱
آرزو میکرد ایکاش بهجای اینکه بترسد بفهمد چرا کاری که کرده غلط است.
Book
۱
«اونجوری که فکر میکنیم پیش نمیره، درسته؟»
Book
۱
اینهمه استرس و فشار کِی برطرف میشود؟
Book
۱
الان مصمم است. چیزی برای از دست دادن ندارد.
Book
۱
او هم که دماغش را توی هر سوراخی میکند.
Book
۱
بهشدت احساس تنهایی کرد.
Book
۱
اصلاً به اینترنت وصل نشده است. بدون تلفن همراهش چیزی کم دارد. نمیتواند به دیگران زنگ بزند، برنامه بریزد، خبری از هیچ جا ندارد. مثل خفاشی بدون رادار است یا ردیاب یا حالا هرچی.
marysa
۱
واقعاً امروزه چطور میشود فرزندان را تربیت کرد وقتی خبرهای بدی دربارهٔ افراد صاحبمنصب پخش میشود؟ هیچکس درست رفتار نمیکند یا برای محدودیتها احترام قائل نیستند.
♡Leyli
۰
الیویا با آب وهوا حالوهوایش عوض میشود. روزهای آفتابی سرحالتر است. اما روزهای ابری و تیره و بارانی کسل میشود.
نیومون
۰
خوب اعتماد بین دو نفر همین است. دیگر به این جزئیات دقت نمیکنی. آنها را زیر سؤال نمیبری. چون دلیلی برای عدم اعتماد نمیبینی. حالا آرزو میکرد ایکاش کمتر اعتماد میکرد و بیشتر مراقب زندگیاش بود.
نیومون
۰
نمیداند چه ساعتی به خانه رسیده است. خوب اعتماد بین دو نفر همین است. دیگر به این جزئیات دقت نمیکنی. آنها را زیر سؤال نمیبری. چون دلیلی برای عدم اعتماد نمیبینی. حالا آرزو میکرد ایکاش کمتر اعتماد میکرد و بیشتر مراقب زندگیاش بود.
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۰
خوب اعتماد بین دو نفر همین است. دیگر به این جزئیات دقت نمیکنی. آنها را زیر سؤال نمیبری. چون دلیلی برای عدم اعتماد نمیبینی. حالا آرزو میکرد ایکاش کمتر اعتماد میکرد و بیشتر مراقب زندگیاش بود.
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
۰
واقعاً امروزه چطور میشود فرزندان را تربیت کرد وقتی خبرهای بدی دربارهٔ افراد صاحبمنصب پخش میشود؟ هیچکس درست رفتار نمیکند یا برای محدودیتها احترام قائل نیستند.
نگاه
۰
واقعاً امروزه چطور میشود فرزندان را تربیت کرد وقتی خبرهای بدی دربارهٔ افراد صاحبمنصب پخش میشود؟ هیچکس درست رفتار نمیکند یا برای محدودیتها احترام قائل نیستند.
نگاه
۰
با خودش فکر کرد چقدر پدر و مادر بودن کار پراسترس و پُرفشاریست. نگاهی به پسرش انداخت که روی صندلی بغل او نشسته است. تو همهٔ تلاشت را میکنی اما بهمحض اینکه بزرگ میشوند واقعاً چه کنترلی روی آنها داری؟