
MOHAMMAD MAHDI
۲
فراخودِ بیش از حد قوی میتواند شخص را متعصب و نسبت به دیگران بیگذشت سازد.
پارسا
۱
رفتارگرایان به «جعبه سیاه» ذهن علاقه ای نداشتند و ترجیح دادند به جای آن، تنها بر آنچه در بیرون قابل مشاهده است تمرکز کنند.
تام استفورد
마흐사
۰
تعارض شخصیت (personality conflict): درگیری بین جنبههای مختلف شخصیت فرد. به گفته فروید، غرایز بدوی نهاد در تنش مداوم با اخلاقگرایی خودآگاهانه فراخود هستند و باید خردگرایی «خود» میانجی آنها شود. اگر این تنش حلنشده بماند، ممکن است به روانرنجوری منتهی شود.
마흐사
۰
خود (Ego): از نظر فروید، «خود» بخش آگاه و عاقل شخصیت است. او روان انسان را متشکل از سه بخش میدانست: نهاد، که بهدنبال ارضاء فوری است، فراخود، که قضاوتهای اخلاقی میکند و «خود»، که میانجی بین دو بخش اول است. «خود» این کار را طبق «اصل واقعیت» انجام میدهد، که ما را مجبور به رعایت هنجارهای اجتماعی جاری میکند. فروید گفت: نهاد مثل اسب است و «خود» مانند سوارکاری که اسب را میراند و غرایز وحشیانه آن را کنترل میکند.
نهاد (Id): از نظر فروید، نهاد جنبه غریزی و ناخودآگاه شخصیت انسانی است که بهدنبال ارضاء فوری است. «خود» تکانههای بدوی آن را مهار و کنترل میکند. اگرچه نهاد، اغلب با رفتار نامطلوب و ضداجتماعی همراه است، مسئول غرایزی است که برای بقای ما ضروریاند، مانند گرسنگی و تشنگی و همچنین نیاز به باروری.