
بریدههایی از کتاب دیانه؛ جلد اول
۳٫۱
(۱۰۴)
"خوبی کن حتی به اونی که بهت بدی کرده"
یك رهگذر
تو خوبی کن، اونکه فهمید، قدر میدونه. اونی که نفهمید، لابد از محبت چیزی سر در نمیاره.
یك رهگذر
بیپناهی چقدر دردناکه؛ اینکه کسی رو نداشته باشی.
یك رهگذر
میخوای ازدواج کنی؟
-پسر بدی نیست.
-شرایطت چی؟
سرش رو انداخت پایین.
-مامان با یکی از دکترهای آشناش صحبت کرده بود... عمل کردم!
-ولی... .
سکوت کردم.
-میدونم اول زندگی یعنی خیانت اما دیانه من چطور بهش بگم که دوست پسرم گولم زد و بهم تجاوز کرد؟ اصلاً باور نمی کنن.
mojde
بیبی همیشه میگه تو خوبی کن، اونکه فهمید، قدر میدونه. اونی که نفهمید، لابد از محبت چیزی سر در نمیاره.
کتابخوان شماره ۷۷۰۷۲۲
موهام رو جمع کردم و جلوی موهام رو کمی مووس زدم.
mojde
نگاهم به شلوار سورمهای رنگی افتاد و تیشرت یقه هفت سرمهای روشن با دستمالگردن. ست لباس رو برداشتم و روی تخت گذاشتم.
mojde
امیر علی ماشین و کنار خونهٔ خانوم جون نگهداشت. نگاهم به پرچمهای سیاه و عکسهای قدی احمدرضا افتاد.
سریع از ماشین پیاده شدم. نگاهم رو به عکسهاش دوختم. باورم نمی شد. زدم تو صورتم.
-خداااا... بگو این عکسها دروغه... خدایااااا احمدرضای من زنده است...
فاطمه مستوری
با صدای فریادهام همه از خونه بیرون اومدن. خاله با دیدنم بلند زد زیر گریه.
-خاله وااای خاله... احمدرضای من کجاست؟ تو رو خدا من و ببرید پیشش، دارم سکته میکنم... تو رو خدا یکی یه چیزی بگه...
فاطمه مستوری
-گاهی آدمها مجبور به کاری میشن که هیچ میلی به اون کار ندارن!
neda
نگاهم رو بهش دوختم. آروم گام بر میداشت مثل کسی که شاید هیچ مقصدی نداشته باشه.
neda
با تنفر از مرجان فقط حال خودم بد میشد. باید بپذیرم آدمها حق انتخاب دارن و مرجان انتخاب کرده که من رو نخواد. بلند شد.
neda
نفسم رو بیرون دادم و آروم زمزمه کردم:
-من قراره برای دل خودم زندگی کنم پس موفق میشم.
neda
-هیچ وقت سعی نکردم خودم رو تو دل دیگران جا کنم؛ قرار نیست همه بدیها رو با بدی جواب داد. بیبی همیشه میگه تو خوبی کن، اونکه فهمید، قدر میدونه. اونی که نفهمید، لابد از محبت چیزی سر در نمیاره.
neda
حجم
۳۹۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۵۳۶ صفحه
حجم
۳۹۱٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۵۳۶ صفحه
قیمت:
۸۳,۰۰۰
تومان