سلطانپور و بیضایی از دو تعریف متفاوت درباره هنرمند سخن میگویند. باور سلطانپور بر این است هنرمند باید در اثر هنریش ریشهیابی کند؛ در مقابل بیضایی میگوید «تماشاچی هست که باید بره ریشه رو پیدا کنه.» به عبارت دیگر سلطانپور معتقد است باید در اثر هنری صراحت کلام وجود داشته باشد و مستقیم درباره مسائل گفت و بیضایی چنین نگاهی ندارد؛ شاید پیرو نگاه تمثیلی است که ادبیات ایران بر پایه آن استوار است. سلطانپور در انتقاد از نگاه بیضایی میگوید «در حقیقت شما که سکه فریاد رو به مردم میبخشین و سکه آگاهی رو از روشنفکر میگیرین، چه چیزی رو در برابرش قرار میدین؟ آیا این یک مقدار حاتمبخشی به مردم نیست؟ و یک مقدار خست نسبت به روشنفکر؟»
پاسخ بیضایی چنین است «بهعهده من نیست که از مقابله مردم در آینده طرحی بریزم و اونو بهعنوان واقعیت موجود نشون بدم. من با نشون دادن واقعیت موجود سعی میکنم این آگاهی رو در تماشاچی بهوجود بیارم.