
بریدههایی از کتاب هادی
۴٫۶
(۱۲۵)
تا قبر حسین بن علی هست، قیام علویان هم هست.
mohaddese
دلش به تنگ آمده بود از اینکه ابنالرضا، میوهٔ درخت نبوت در کنج زندانی تاریک و نمور که چنان کوچک است که بیش از یک انسان، آنهم نه تمامقامت، که خمیده در آن جا نمیشود، محبوس است
آسمان
ابنالرضا تنها یک کلام گفت: «از حسد بپرهیز، زیرا در تو اثر بد میگذارد و در دشمنت هم تأثیری ندارد.»
آسمان
«ما از کار خدا سر در نمیآوریم. همنشین یوسف پیامبر پس از آزادی مدتها او را از یاد برد، اما برکات آن فراموشی بیش از آن محرومیت بود. هیچ کار خدا بیحکمت نیست.»
آسمان
اگر حسین شفیع گناهان نباشد چهکس دیگری میتواند رضایت خداوند را به دست بیاورد؟
Rezaei
بهراستی حسین کیست که آن مرد بهجای گریه و جاندادن از شدت خونریزی دست بریدهاش را بالا برده بود و در میان جماعت با غرور فریاد میزده: «چه شرفی بالاتر از اینکه من ذرهای شبیه مولای غریبم شدهام.»
کاربر ۶۶۲۰۳۷۶
ازاینپس زیارت قبر حسین هزینه و غرامت دارد. هرکس طالب زیارت است اول باید هزینهاش را بپردازد.
چه هزینهای سرورم. روافض اگر شده از نان شبشان میگذرند اما پول جمع میکنند برای زیارت حسین.
نه دیزج! من به پول این جماعت مفلس نیازی ندارم. هزینهای بیش از مال.
دیزج متعجب از کلام متوکل سکوت کرد تا متوکل حرفش را تمام کند.
قطع یک دست در برابر هر بار زیارت!
چشمان دیزج از تعجب گرد شد.
اما اینگونه کسی به زیارت تن نمیدهد.
متوکل لبخندی زد و دستانش را در هم گره زد و گفت: «ما هم همین را میخواهیم. اگر کسی هم شوق زیارت داشته باشد و از پیروان راستینشان باشد مشخص میشود. بعد مدتی با جماعتی رودررو هستیم که فلج و ناقص هستند. این جماعت چگونه میخواهند علیه ما قیام کنند؟»
mohaddese
(میخواهند با حرفهایشان نور خداوند را خاموش کنند، اما خداوند نور خود را کامل میکند هرچند کافران خوش نداشته باشند)»
((: noor
منتصر جز ابنالرضا چیزی برای ازدستدادن نداشت. بیباکانه در چهرهٔ برافروختهٔ متوکل نگاه کرد.
کسی که این شخص سخیف ادای او را درمیآورد و مردم را میخنداند، پسرعموی تو و بزرگ خاندان تو است و مایهٔ افتخار تو محسوب میشود. اگر خود میخواهی گوشت او را بخوری بخور، ولی اجازه نده این سگ و امثال او از آن بخورند.
جیغوتو
و گفت: «خلیفه در پیشگاه خداوند قسم یاد کرده که از حالشان غافل نشود. فراموشی این تعهدات باعث طغیان میشود. وقتی بزرگترین دغدغه عامه سیرکردن شکمشان باشد فراموش میکنند برای چه خلق شدهاند و خداوند چه از آنان خواسته؟»
دلداده سید علی
زندگیکردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است تا زمانی که میتازی با تو میتازند، زمین که خوردی آنهایی که جلوتر بودند هرگز برای تو به عقب باز نمیگردند و آنهایی که عقب بودند به داغ روزهایی که میتاختی تو را لگدمال خواهند کرد!
Pouresmaeil F
متوکل جامی را از شراب پر کرد و به ابنالرضا تعارف کرد. رباب با دیدن این صحنه رنگ از رخسارش پرید.
نمیدانست این کار متوکل را به حساب شجاعتش بگذارد یا حماقتش. منتصر صحنه را بهدقت دنبال میکرد. ابنالرضا متغیر شد. آزردگی در چهرهاش دیده شد. متوکل متوجه حالت نگاه ابنالرضا شد. مردد گفت: «بنوشید ای فرزند رسول خدا!»
ابنالرضا رو از متوکل گرفت و عتابآلود و با خاطری مکدر گفت: «به خدا سوگند که گوشت و خون من با چنین آمیخته نشده است! من را معاف بدار!»
آسمان
ابنالرضا دستی بر شانهٔ ابوموسی گذاشت و تبسم بر لبش جاری شد.
خداوند متعال میداند که ما پناه نمیبریم در مهمّات مگر به او و توکل نمیکنیم در سختیها و بلاها مگر بر او و عادت داده ما را که هرگاه از او سؤال کنیم اجابت میفرماید و میترسیم اگر عدول کنیم از حقتعالی، خدا نیز از ما عدول فرماید
MMST
علیِ در منظر خلفا مستحق لعن و نفرین بر منابر خانهٔ خداست، اما علیِ رسول، زادهٔ خانهٔ خداست و محل شهادتش در خانهٔ او، علیِ قرآن مستحق درود است و از هر پلیدی و زشتی مبرّاست.
Pouresmaeil F
کتابها به ما این فرصت را میدهند که جای تکتک افراد درون آن زندگی کنیم.
همچنان خواهم خواند...
غذایی که به خورد جسم میدهیم اگر مانده و گندیده باشد ما را مسموم و زمینگیر میکند. اگر غذایی را که به خورد روح و ذهن میدهیم سمی باشد، تأثیری بدتر دارد. اصل وجود آدمی روح اوست. جسم دستورات ذهن و روح را اجرا میکند. تصور من این است که اشتباهات و ضررهایی که متوجه جنابتان شده اثرات همان غذای مسموم است.
همچنان خواهم خواند...
متوکل نفس عمیقی کشید و سرش را به نشانهٔ تأسف تکان داد. همچنان که اسب میراند رو کرد به فتح.
فکر میکردم با تخریب بقعهٔ حسین این سبُکسَران قید قیام و خونخواهی را میزنند؛ اما انگار اشتباه میاندیشیدم. این جماعت برای زیارت قبر حسین حاضرند جان بدهند. هر خانه مقرّی شده برای برپایی ذکر مصیبت حسین!
همچنان خواهم خواند...
. به او گفتم که نظرتان چیست؟ گفت: میخواهی من هم لشکرم را نشانت بدهم؟
فتح فکر میکرد که متوکل هذیان میگوید. حرفهایش را باور نداشت. متوکل ادامه داد.
«چهچیزی از این بهتر؟ میتوانستم قدرتش را بسنجم و عیارش را به دست بیاورم؛ اما ای کاش زبانم لال میشد و آری نمیگفتم.
عجیببودن حرفهای پدرش او را ترساند. تا آن روز ترس را اینچنین در کلام پدرش حس نکرده بود.
به آسمان اشاره کرد. آسمان صاف بود و نسیم ملایمی میوزید. ناگهان دنیا مقابل چشمم تیره و تار شد. طوفانی به پا شد. حس کردم که زمین دهان باز کرده و تمام سربازانم را به درون خود میبلعد. سربازانی سفیدپوش تمام دشت را پر کردند؛ مطیع و گوشبهفرمان ابنالرضا. میتوانستند در چشمبرهمزدنی دنیا
کتاب دوست
متوکل نفسی تازه کرد و گفت: «من که تمام بدنم به لرزه درآمده بود التماسش کردم که من را از آن وضع نجات دهد. با اشارهٔ ابنالرضا تمام آن مردان سفیدپوش ناپدید شدند. هیچ اثری از آنها در دشت نبود. سپس رو به من کرد و گفت: «ما به دنیای شما کاری نداریم، ما مشغول به امر آخرت هستیم، بر تو باکی نباشد از آنچه گمان کردهای.»
کتاب دوست
ابنسکّیت با طمأنینه و لحنی آرام گفت: «کتابها به ما این فرصت را میدهند که جای تکتک افراد درون آن زندگی کنیم. اشتباهاتشان را تکرار نکنیم تا از گزند و خطرات به دور بمانیم.»
Yas Balal.جواد عطوی
هیچ جامعهای بدون فقیر نیست و این یک عیب محسوب نمیشود. عیب آنجاست که پیروان دین پیامبر خاتم بهجای آنکه راه سعادت مسلمین را هموار سازند با پرداختن به فسق و فجور روح و ایمان جوانان را از بین میبرند.
Pouresmaeil F
«همه به اشتباه میگویند حقیقت تلخ است؛ اما اگر ذات حقیقت و سودی را که برایت دارد تجسم کنی آن را از هر شیرینیای شیرینتر مییابی.»
P.Ehsani
اندیشید بهراستی حسین کیست که آن مرد بهجای گریه و جاندادن از شدت خونریزی دست بریدهاش را بالا برده بود و در میان جماعت با غرور فریاد میزده: «چه شرفی بالاتر از اینکه من ذرهای شبیه مولای غریبم شدهام.»
Husain Gh
زندگیکردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است تا زمانی که میتازی با تو میتازند، زمین که خوردی آنهایی که جلوتر بودند هرگز برای تو به عقب باز نمیگردند و آنهایی که عقب بودند به داغ روزهایی که میتاختی تو را لگدمال خواهند کرد!
((: noor
اگر علی اینهمه فضیلت دارد و صحابه همه شاهد آن فضائل بودهاند، چرا عامه مردم خبری از این حقیقتها ندارند؟
اقرارنکردن به حقیقت دلیل بر عدم حقیقت نیست.
ستاره
«ما تمام راهها را طی کردهایم تا به مسالمت و بدون صدمه به ابنالرضا اهداف خویش را عملی سازیم؛ اما انگار که راهی جز ضربهٔ نامرئی در برابر لشکریان نامرئی ابنالرضا نمانده. معلوم نیست از کجا سر بر میآورند این جماعت. هر روز یک ماجرا و یک شورش. هر روز گزارش اتفاقات جدید از یک جای ممالک اسلامی به دستمان میرسد. علویان چون دیگران نیستند. اگر در مضیقه باشند به داد یکدیگر میرسند و متحد میشوند و چون سیر باشند و متمول، قدرتی دستنیافتنی مییابند. ابنالرضا چون عَلَم جنگ میماند. تا پابرجا باشد لشکریانش هم با چنگ و دندان مبارزه را ادامه میدهند.
همچنان خواهم خواند...
قلههای بلند را برای خود منزلگاه کردند و مردان مسلح در اطراف آنها نگهبانی میکردند،
ولی هیـچیک نتـوانست جلوی مرگ را بگیرد و از گزند روزگار محفوظشان بدارد.
MMST
جهل مرکب راهوری است برای رسیدن به مقصد.»
Yas Balal.جواد عطوی
ما آن کلمات خدا هستیم که پایان نمیپذیریم و فضائلمان درک نگردد.
Pouresmaeil F
«کتابها به ما این فرصت را میدهند که جای تکتک افراد درون آن زندگی کنیم. اشتباهاتشان را تکرار نکنیم تا از گزند و خطرات به دور بمانیم.»
سید روح الله جوادی
حجم
۲۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه
حجم
۲۳۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه
قیمت:
۶۵,۰۰۰
تومان