جملات زیبای کتاب زنی پشت پنجره | طاقچه
تصویر جلد کتاب زنی پشت پنجره

بریده‌هایی از کتاب زنی پشت پنجره

نویسنده:ای.جی فین
امتیاز
۴.۲از ۳۱ رأی
۴٫۲
(۳۱)
«الکل یک داروی بی‌هوشی است که با آن جراحی زندگی را تحمل می‌کنیم.»
Kimmieyaa
حس می‌کنم رفتم سینما و حالا فیلم تمام‌شده، چراغا خاموش شدن، همه از سالن بیرون رفتن و من هنوز اونجا نشستم و دارم سعی می‌کنم از قضیه سردربیارم
mahsaSh-u2b
دیوونگی اینه که بارها و بارها یک کار رو تکرار کنی و انتظار داشته باشی به نتایج متفاوت برسی.
تِرسِمونین
اِتان به جلو خم می‌شود و زانوهایش را بغل می‌کند. بعد خود را راست می‌کند، برای دمی بر من می‌نگرد و روی برمی‌گرداند.
Visualartist
حق با اوست: من این کار را زیر باران روی پشت‌بام کردم. من داشتم برای زندگی‌ام می‌جنگیدم. پس حتماً نمی‌خواهم بمیرم. و اگر نمی‌خواهم بمیرم، باید زندگی کردن را آغاز کنم.
mahsaSh-u2b
راز آن خانه چیست؟ آن خانه جایی است که عشق در آن می‌میرد.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
می‌گویم «مطب» اما در واقع فقط وسلی، منشی‌اش فوئبی و کارت‌خوان اِسکواِر منتقل شدند. و همچنین آن صندلی راحتی اِیمز. وسلی عاشق آن صندلی اِیمز است.
Visualartist
«دکتر فاکس. من فوئبی هستم.» اشتباه کرده بودم. من حدود یک سال با فوئبی کار کرده بودم.
Visualartist
به یاد حرف دکتر برولاو در فیلم طلسم شده می‌افتم: «دختر عزیزم، تو نمی‌تونی چشمت رو روی حقیقت ببندی و بگی وجود نداره.»
mahsaSh-u2b
«الآن اینکه کی این کارو کرده زیاد مهم نیست.. الآن موضوع اینه که این کار انجام شده و مسئله اینه که هیچ کی حرف منو باور نمی‌کنه. فکر کنم حتی بینا هم حرف منو باور نمی‌کنه. فکر کنم تو هم باور نمی‌کنی.» سکوت.
mahsaSh-u2b
لبانم را باز می‌کنم. آماده بودم تا کل ماجرا را برایش توضیح دهم و خود را خالی کنم اما فایده‌ای ندارد، دارد؟ او همان کسی است که همیشهٔ خدا راجع به همه‌چیز نگران است.
mahsaSh-u2b
پس: پیش آمد دیگر. من هیچ‌وقت از این اصطلاح خوشم نمی‌آمد. یک نوع حرف مفت است. اما من الآن اینجا هستم و آن‌هم آنجاست: پیش آمد دیگر.
mahsaSh-u2b