یک دخترک شکننده و نامطمئن، از اینکه مورد ارزیابی مثبتی قرار گرفته باشد، در این شیوه از خودنمایی پنهان میشود که با جسارت، تعالی خود را به نمایش میگذارد، او که با خود دشمن است، هرلحظه خودش را در سطل زباله میاندازد. هیچچیز چشمش را پر نمیکند.
نه شایستگیاش ــ چندین مدرکی که از دانشگاه مکگیل گرفته ــ نه قابلیتهای زبانیاش ــ تسلط بر زبان فرانسه، انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی ــ نه جسمش ــ خود را بینمک میداند! ــ نه آبی خوشرنگ چشمانش که در آن، فقط کلر استخر را میبیند.