جملات زیبای کتاب چگونه مثل امپراتور روم فکر کنیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چگونه مثل امپراتور روم فکر کنیم

بریده‌هایی از کتاب چگونه مثل امپراتور روم فکر کنیم

انتشارات:نشر سنگ
امتیاز
۴.۳از ۱۵ رأی
۴٫۳
(۱۵)
به قول سقراط و رواقیون هیچ‌کس آگاهانه اشتباه نمی‌کند
Anahita
مارکوس به خودش می‌گوید: «وقتی از دست روزگار کلافه شدی، همیشه یادت باشد این بدبختی نیست. بلکه اگر با نجابت تحملش کنی، خوشبختی است.»
Anahita
انسان عاقل درد و مشقتی چون جراحی یا تمرین‌های جسمی شدید را در صورتی تحمل می‌کند که برای جسمش یا مهم‌تر از آن، برای شخصیتش نیاز باشند. به همین شکل، اگر لذاتی چون خوردن غذای ناسالم یا خواب زیاد برای جسم یا شخصیت فرد مضر باشند، از آن صرف نظر می‌کند. همه چیز به تمرین برهان و هدف زندگی عاقلانه برمی‌گردد.
احسان رضاپور
مارکوس به خودش می‌گوید شکایت دربارهٔ اتفاقات، بیهوده و بی‌فایده است، مثل جیغ‌ها و لگدهای بچه‌خوکی که در مراسم قربانی‌کردن، سعی دارد خودش را خلاص کند. تقلا در مقابل چیزهایی که از کنترل ما خارجند، به جای خوبی، بیش‌تر به ما ضرر می‌زند.
mujib
زیستن هماهنگ با طبیعت، تا حدی به این معناست که توانایی ذاتی خود را برای رسیدن به معرفت به کار ببندیم، یعنی انسانیت خود را شکوفا کنیم.
Mr.meme
این فلسفه به ما می‌آموزد بپذیریم واکنش‌های هیجانی غیرارادی و رگه‌های اضطراب بی‌اثر هستند: نه خوب و نه بد. به‌عبارت دیگر، احساسات ما مهم نیستند، بلکه نحوهٔ پاسخگویی ما به آن‌هاست که اهمیت دارد.
Anahita
سنکا ادعا نمی‌کرد مثل پزشکان، متخصص است، بلکه خود را چون بیماری می‌دید که پیشرفت درمانش را برای دیگر بیماران بیمارستان تعریف می‌کند.
احسان رضاپور
برای محافظت از حاکمی که دعای خیر زیردستانش پشت سرش نیست، هیچ تعداد نگهبانی کافی نیست.
mahsa
مطالعهٔ نظریه‌های فلسفی یا موضوعاتی نظیر منطق و کیهان‌شناسی تا جایی خوب است که باعث افزایش فضایل‌مان شود و شخصیت‌مان را بهبود بخشد. اما اگر خیلی موشکافانه یا آکادمیک شود و ما را از پیگیری فضیلت منحرف کند، چیز بدی است. مارکوس همین نکته را از آموزگاران رواقی خود آموخت. او مدام به خودش هشدار می‌داد با خواندن کتاب‌های زیاد حواسش پرت نشود، یعنی وقتش را برای مسایل بی‌ارزش منطق و متافیزیک هدر ندهد. این آموزگاران می‌گفتند فرد باید روی هدف کاربردی زندگی عاقلانه تمرکز کند.
احسان رضاپور
واقع‌گرایانه، رویدادهای ناراحت‌کننده را توصیف کنند، بدون قضاوت‌های ارزشی قدرتمند یا کلمات هیجانی: «من شغلم را ازدست دادم و حالا دنبال یک کار جدید می‌گردم» نه این‌که «شغلم را از دست دادم و هیچ کاری از دستم برنمی‌آید.
سیاوش
فاجعه‌پنداری اغلب شامل این طرز تفکر می‌شود: «چه می‌شود اگر؟» چه می‌شود اگر بدترین اتفاق ممکن رخ دهد؟ غیرقابل تحمل است. از سوی دیگر، فاجعه‌زدایی یعنی از «چه می‌شود اگر؟» به سمت «که چه؟» برویم: شاید فلان اتفاق رخ دهد، که چه؟ دنیا که به آخر نرسیده، از پسش برمی‌آیم.
سیاوش
دلیلی ندارد بابت چیزی ضجه بزنیم که اجتناب‌ناپذیر و فراتر از کنترل انسان است.
mahsa
رواقیون قدم فراتر می‌گذارند: انسان عاقل و خوب حتی در مواجهه با بیماری، فقر و خصم نیز شکوفا می‌شود. برای رواقیون، هدف واقعی زندگی این نیست که تا جای ممکن به مزایای بیرونی زیادی برسند، بلکه می‌خواهند از هرچه سر راه‌شان قرار می‌گیرد، عاقلانه استفاده کنند. چه بیماری باشد و چه سلامت، چه ثروت و چه فقر، چه دوستی و چه دشمنی.
Anahita
اپیکتتوس نیز مدام به شاگردانش می‌گفت نباید همچون سوفسطایی‌ها، فقط دربارهٔ فلسفه صحبت کنند، بلکه باید ثمراتش را در شخصیت و اعمال خود نشان دهند. او مثل همیشه بی‌پرده به آنان گفت گوسفند علف را بالا نمی‌آورد تا به چوپان نشان دهد چه‌قدر خورده بلکه در درون خود، غذا را هضم می‌کند و در بیرون پشم و شیر خوب تولید می‌کند.
Anahita
عجیب است که انسان حتی عاشق کسانی باشد که خطاکارند. این اتفاق می‌افتد، اگر بعد از اشتباهات‌شان، به یاد بیاورید آنان خویشاوند شما هستند و خطاهای‌شان از سر غفلت و سهوی است و به‌زودی هردو شما خواهید مرد. برتر از همه، بدانید فرد خطاکار هیچ ضرری به شما نرسانده است، زیرا شخصیت ذهنی شما را بدتر از قبل نکرده است.
Anahita
سوفسطایی حرف می‌زند تا مخاطب تحسینش کند، ولی رواقی می‌خواهد به مخاطب کمک کند به معرفت و فضیلت برسد و بهبود بیابد. استادان سخنوری، تشنهٔ تحسین بودند، یعنی هدفی پوچ. ولی فیلسوفانْ عاشق حقیقت بودند و تواضع را می‌پذیرفتند. زبان‌آوری شکلی از سرگرمی و مایهٔ لذت است، اما فلسفه، درمانی اخلاقی و روان‌شناختی است که اغلب، شنیدنش دردناک است، چون مجبورمان می‌کند خطاهای‌مان را بپذیریم تا بتوانیم درمان‌شان کنیم. گاهی حقیقت دردناک است.
احسان رضاپور
او به مارکوس می‌آموزد متکی به خودش باشد و نیازهای کمی در زندگی داشته باشد. به‌علاوه مارکوس از او یاد می‌گیرد در مقابل تهمت‌ها کر شود و در دغدغه‌های دیگران دخالت نکند.
احسان رضاپور
شجاعت یعنی صرف نظر از موقعیت، به کار خود ادامه دهید
ویماند
مارکوس به خودش می‌گوید: قضاوت را تمام کن تا این تصور که «من ضرر دیدم» از بین برود. این تصور را کنار بگذار تا خودِ ضرر نیز از بین برود.
ویماند
در یک متن گرافیک، مارکوس به خودش می‌گوید شکایت دربارهٔ اتفاقات، بیهوده و بی‌فایده است، مثل جیغ‌ها و لگدهای بچه‌خوکی که در مراسم قربانی‌کردن، سعی دارد خودش را خلاص کند. تقلا در مقابل چیزهایی که از کنترل ما خارجند، به جای خوبی، بیش‌تر به ما ضرر می‌زند.
ویماند
سقراط همیشه می‌گفت مرگ همچون آدم شوخی است که نقاب ترسناکی زده و مثل لولو لباس پوشیده تا بچه‌های کوچک را بترساند. انسان عاقل، با احتیاط این نقاب را کنار می‌زند تا پشتش را ببیند، ولی چیز ترسناکی پیدا نمی‌کند
Ali.BGH
مثلاً وقتی کشتی فرد در دریا غرق می‌شود، فقط باید بگوید: «کشتی غرق شد» و نباید به قضاوت‌های ارزشی یا شکایت‌هایی چون «چرا من؟ وحشتناک است.» دست زد. وقتی شخصی عجولانه حمام می‌کند، نباید با انزجار واکنش نشان دهیم یا حتی بگوییم خودش را بد می‌شوید، بلکه فقط باید گفت او سریع حمام می‌کند. مارکوس دستورات اپیکتتوس را دنبال می‌کند و مثلاً به خودش می‌گوید شخصی حقیقتاً به او توهین کرده، ولی نباید به این قضاوت ارزشی دست بزند که آن شخص به او ضرر رسانده. اگر به حقایق بچسبید و الزاماً با آن‌ها قیاس نکنید، در زندگی از اضطراب‌های زیادی در امان خواهید بود.
Ali.BGH
استاد اپیکتتوس، موزونیوس روفوس رواقی، همیشه به شاگردانش می‌گفت: «اگر وقت آزاد برای ستایش من دارید، یعنی من به هدفم نرسیده‌ام.»
Hossein Heydari
زندگی بیش‌تر انسان‌ها تراژدی‌هایی ساختهٔ خودشان است. آن‌ها یا وجودشان را از غرور لبریز می‌کنند یا با گلایه خود را عذاب می‌دهند. تمام نگرانی‌های‌شان شکننده، بی‌اهمیت و زودگذر هستند. جای مستحکمی برای ایستادن نخواهیم داشت. سیلاب روزگار با عجله از کنارمان می‌گذرد و به هیچ چیز نمی‌توان دل بست.
✨Fatemeh.FN✨
از آن‌جا که مرگ یکی از قطعی‌ترین اتفاقات زندگی است، انسان عاقل باید کم‌تر از هر چیزی از آن بترسد.
mahsa
در درمان شناختی مدرن، پیشنهاد می‌شود بیماران خود را دانشمند بدانند و تغییر رفتار را نوعی آزمایش.
Anahita
به گفتهٔ رواقیون، افراد دچار خطاهای اخلاقی می‌شوند، چون بیش‌تر آن‌ها درک قدرتمندی از ذات واقعی خوبی و شر ندارند.
Anahita
اگر رویدادها در آینده بی‌اهمیت می‌شوند، چرا باید الان این‌قدر به آن‌ها اهمیت دهیم؟
Anahita
از آن‌جا که مرگ یکی از قطعی‌ترین اتفاقات زندگی است، انسان عاقل باید کم‌تر از هر چیزی از آن بترسد.
احسان رضاپور
حالا که خودش رو به موت است، گویی اشک آن‌ها غیرضروری است. دلیلی ندارد بابت چیزی ضجه بزنیم که اجتناب‌ناپذیر و فراتر از کنترل انسان است.
احسان رضاپور

حجم

۲۴۴٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۷۲ صفحه

حجم

۲۴۴٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۷۲ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان