جملات زیبای کتاب چه قدر خوبیم ما! | طاقچه
تصویر جلد کتاب چه قدر خوبیم ما!

کتاب چه قدر خوبیم ما!

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
ابراهیم رها
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مطی
۷
گمان نمی‌کنم هیچ جماعتی در هیچ‌جای جهان تا بدین پایه شیفتهٔ پولدار شدن باشند و تا بدین حد از پولدارها بدشان بیاید! یک رفتار متناقض تمام‌عیار.
Narges
۷
همیشه می‌خواهیم ما را و فقط ما را درک کنند، حواس‌شان به ما باشد، مشکلات ما را ببینند، گرفتاری‌های ما را رفع کنند،... خب ما در عوض چه می‌کنیم؟ هیچ.
Narges
۴
ماها اغلب در برابر پدیدهٔ پول رفتاری کاملاً متضاد و متناقض داریم. یعنی گمان نمی‌کنم هیچ جماعتی در هیچ‌جای جهان تا بدین پایه شیفتهٔ پولدار شدن باشند و تا بدین حد از پولدارها بدشان بیاید! یک رفتار متناقض تمام‌عیار.
kafka
۳
چراکه شما یک وقتی یک حرفی را می‌زنید بعد جوّ یک ملتی را اخذ می‌کند سالیان سال همان جمله را تکرار می‌کنند آن‌قدر که خودشان هم باورشان می‌شود. نکن این کار را عزیز من، نکن
Narges
۳
من گمان نمی‌کنم در هیچ مسلک و آئینی هیچ مرام و مذهبی هیچ مکتب و دینی، نق‌زدن و نق‌نق‌کردن از امور واجب شمرده شده باشد اما ما آن را اوجب واجبات می‌دانیم!
🌱ehsan
۲
ماها اغلب در برابر پدیدهٔ پول رفتاری کاملاً متضاد و متناقض داریم. یعنی گمان نمی‌کنم هیچ جماعتی در هیچ‌جای جهان تا بدین پایه شیفتهٔ پولدار شدن باشند و تا بدین حد از پولدارها بدشان بیاید! یک رفتار متناقض تمام‌عیار.
🌱ehsan
۲
ما (همهٔ ما) گویی اصرار داریم، در تمام موارد، از هر چیز که سردرنیاوریم بیش‌تر حرف بزنیم. یعنی اگر اطلاعات پزشکی‌مان در این حد است که هنوز به آمپول می‌گوییم سوزن، حتماً بر خود واجب می‌دانیم در یک میهمانی برای رفع ایراد دریچهٔ میترال قلب پدر دوست‌مان نسخه بنویسیم و ابرام داشته باشیم که حتماً عمل کند. بعد هم این جملهٔ درخشان را ضمیمه کنیم که «ول کن این دکترا رو هیچی عقلشون نمی‌رسه!»
🌱ehsan
۲
می‌رویم یک دعوای خیابانی را فیصله بدهیم و طرفین دعوا را از همدیگر جدا کنیم، جوّ ما را می‌گیرد خودمان می‌شویم بخشی از کتک‌کاری و شروع می‌کنیم به زدوخورد با یکی و گاه هر دو طرف دعوا! بعد می‌پرسند چرا خودت وارد زدوخورد شدی؟ چون هیچ جوابی، مطلقاً هیچ جوابی جز جوّگیری نداریم، خیلی شیک و منطقی می‌گوییم: آخه طرف خیلی بچه‌پررو بود!
🌱ehsan
۲
ما ایرانیان کار نکردن و پول درآوردن را که در تمام پهنهٔ گیتی یک رذیلهٔ اخلاقی‌ست، عمدتاً یک فضیلت می‌دانیم. مثل‌هایی مانند کار مال خره یا در شکل مؤدبانه‌تر کار مال تراکتوره و...
🌱ehsan
۲
ما اصولاً از کسی که قدش از ما در زمینه‌ای بلندتر باشد خوش‌مان نمی‌آید و راه‌حل را این نمی‌بینیم که تلاش کنیم و قد بکشیم بلکه می‌خواهیم طرف کوتاه شود. برای این امر هم توی سر آن فرد نمی‌زنیم بلکه پایش را اره می‌کنیم! انصافاً چه‌قدر خوبیم ما.
Narges
۲
(این هم از عادات ماست که وقتی می‌خواهیم بگوییم ما می‌دانیم اصرار داریم با افزودن چاشنی تحقیر به دیگران و تکبر به خودمان، بگوییم آدم باسوادی هستیم)
Narges
۲
یکی از بی‌مزه‌ترین چیزهایی که جملگی آن را همچون تکلیف شب به عهده گرفته‌ایم بامزه بودن در اظهارنظرها در کامنت یا استاتوس یا پست گذاشتن‌های‌مان در جهان اینترنتی است.
Narges
۲
بی‌خلاف‌کردن یک چیزی‌ست مثل گذراندن دورهٔ خدمت سربازی! اجباری و بی‌روح و کسل‌کننده.
57h21
۱
اغلب فکر می‌کنیم مدام بد می‌آوریم و به‌طرز غریبی بدشانسیم. احتمالاً به این دلیل است که هر جا رسماً و علناً خوش‌شانسی آورده‌ایم و بخت با ما یار بوده را حق مسلم خود دانسته‌ایم و هر جا خراب‌کاری کرده‌ایم دیوار کوتاه بخت و اقبال را جسته‌ایم.
Narges
۱
تعارفات ما گاهی رسماً انسان را انشقاق می‌دهد. یعنی به دو بخش مساوی تقسیم می‌کند از وسط!
توحيد
۱
آدم وقتی حکایت‌ها را می‌خواند می‌خندد ولی وقتی به سرش آمد می‌گرید!
توحيد
۱
من نمی‌دانم چرا ما فکر می‌کنیم هرکس در هر گوشه از جهان هر کاری که می‌کند شکر اضافه می‌خورد و ما باید سریع مثل نیروهای واکنش سریع وارد عمل شده در اقدامی قهرآمیز این مشت محکم‌مان را به دهان یاوه‌گویانه‌اش بکوبیم تا رویش کم شود!
Azar
۰
ما کلاً یک مقدار تفاخرِ بی‌ربط نسبت به همسایگان‌مان داریم که نه به بنیهٔ اقتصادی و توان صنعتی‌مان می‌خورد نه به اطلاعات و آگاهی‌مان از گذشته و مفاخرمان و نه به هیچ‌چیز دیگر. فقط خوش‌مان می‌آید بگوییم از آن‌ها بهتریم.
arefehfathiii
۰
یعنی اگر داغ و درفش‌مان کنند و به میخ و سیخ‌مان بکشند و از دروازهٔ شهر آویزان‌مان فرمایند و.... اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمراً که کتاب بخوانیم. ما اصلاً یک‌جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب‌خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ته ماهی‌تابه ندارد. چنان نسبت به کتاب‌خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت‌بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست. یعنی حاضریم وقت‌مان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره‌های روی شانه‌مان تلف کنیم اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم.
توحيد
۰
خوشبختانه تنها مسئله‌ای که بین تمام صنوف از پزشک و داروساز دندانپزشک تا کارمند و راننده و حسابدار و مکانیک و باغبان و... مشترک است همین کتاب نخواندن است! یعنی اصلاً می‌شود آن را میثاق جمعی ما دانست و یقین داشت همه تا همیشه بر آن وفادار خواهند ماند. کرد و ترک و فارس و گیلک و مازنی و... هم ندارد شکر خدا تمام اقوام و طوایف مختلف ما نیز یک اتحاد ملی ـ میهنی بر سر کتاب نخواندن به توافق و تفاهمی چنان سترگ دست یازیده‌اند که بی‌آن‌که جایی ثبتش کنند از هر قانون مثبوت و مضبوطی گرانقدرتر می‌شمارندش و در پاسداشت آن به‌جد و به‌جان می‌کوشند!
توحيد
۰
‫ما (همهٔ ما) اما یک عادت باحال داریم. مترصد فرصت هستیم تا هر کسی را که به هر دلیلی در هر جایی و هر چیزی موفق بوده و طبعاً از ما بیش‌تر دیده و پسندیده شده با خاک یکسانش کنیم! برای خودمان یک جملهٔ دل‌خنک‌کن کنار گذاشته‌ایم و آرزومندیم آن را در مورد هر کس که از ما بهتر و موفق‌تر بوده بالاخره روزی به‌کار ببریم. جمله این است: «دیدی اینم هیچ پُخی نبود».
توحيد
۰
من نمی‌دانم از نظر ما چرا این مبحث اسافل اعضاء تا این حد کاربردی، استراتژیک، تعیین‌کننده و در عین حال راهگشاست! یعنی برای زدن و دراز کردن افراد حالا می‌خواهد نویسنده یا نانوا یا کارمند یا فیلمساز یا... باشد صاف همه‌چیز را ول می‌کنیم می‌رویم همین بخش را می‌چسبیم. می‌چسبیم و ول نمی‌کنیم.