جملات زیبای کتاب جاده | طاقچه
تصویر جلد کتاب جاده

کتاب جاده

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۷۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آرش
۳۷
شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
علاقه بند
۲۱
مردم خودشونُ برای فردا آماده می‌کردن. هیچ‌وقت به این نکته فکر نکرده بودم. اما فردا خودشُ برای شما آماده نکرده بود. حتی هیچ چی از شما نمی‌دونست.
n re
۱۶
دیگه حوصله‌م از همه چیز سر رفته.
علاقه بند
۱۵
فکر می‌کنم توی این دور و زمونه بهتره که آدم تا اونجا که می‌تونه کم حرف بزنه.
علاقه بند
۱۵
شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
Amirk2
۱۴
یادت باشه که به هر چی فکر کنی، برای همیشه توی ذهنت باقی می‌مونه. بعد شاید روزی دوباره به فکرش بیفتی. اما آدم بعضی چیزها رو فراموش می‌کنه، مگه نه؟ آره. چیزیُ که آدم دوست داره یادش بمونه فراموش می‌کنه و چیزیُ که دوست داره فراموش کنه یادش می‌مونه.
n re
۱۳
همهٔ چیزهای زیبا و ستایش‌انگیزی که آدمی به آن دلبسته است در درد ریشه دارد؛ از اندوه و از میان خاکستر سربرمی‌آورد.
naarvan.bookworm
۹
‫هیچکی دوست نداره زنده باشه، هیچکی هم دوست نداره بمیره
ملیحه مهدوی
۷
پیرمرد سرش را تکان داد. من اعتقادمُ به این‌جور چیزا از دست دادم. سال‌های ساله. جایی که آدما نمی‌تونن زندگی کنن، حال خدایان هم بهتر از آدما نیست. خواهید دید. بهتره که آدم تنها باشه. برای همین امیدوارم حق با شما نباشه. برای این که واقعاً وحشتناکه که آدم با آخرین خدایی که باقی مونده همسفر بشه. برای همین امیدوارم حق با شما نباشه. اگه همه نابود بشن، وضع بهتر می‌شه.
ملیحه مهدوی
۶
در این راه مردانی قدم برنمی‌دارند که پیام‌آورِ کلامِ خداوند باشند. آنها رفته‌اند. من تنها هستم، و آنها کلِ جهان را با خود برده‌اند. یک سؤال: چیزی که هرگز وجود نداشته چه فرقی دارد با چیزی که هرگز وجود نخواهد داشت؟
وحید
۴
جای دوری نمی‌رم. همین طرف‌هام. اگر صدام کنی، صداتُ می‌شنوم.
naarvan.bookworm
۴
فکر می‌کنم توی این دور و زمونه بهتره که آدم تا اونجا که می‌تونه کم حرف بزنه.
naarvan.bookworm
۴
‫حالت خوبه؟ ‫نه.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
۳
به نظر این نویسنده، هرگاه انسان از خداوند دور بشود، شجاعت و فضیلت جای خود را به ترس و تبهکاری می‌دهد.
naarvan.bookworm
۳
‫«هیچ‌وقت» زمانِ خیلی درازیه.
naarvan.bookworm
۳
به یاد نداشت که در زندگی خاطره‌ای دلپذیرتر از این لحظات را تجربه کرده باشد.
Mahsa_rhm
۲
تو آدم خیلی شجاعی هستی؟ ترسو هم نیستم. شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
n re
۲
تنهایی نمی‌تونم به این راه ادامه بدم.
وحید
۲
اگه همه نابود بشن، وضع بهتر می‌شه. جداً؟ معلومه. اما وضعِ کی؟ وضعِ همه.
وحید
۲
تو آدم خیلی شجاعی هستی؟ ترسو هم نیستم. شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
1984
۲
صدای پارس سگ را دیگر نمی‌شنیدند.
مرضیه
۲
چنین باد. نظمی را پی بریز. بعد که همه چیزت را از دست دادی، از هیچ رسمی بساز و در آن روح زندگی بِدَم
naarvan.bookworm
۲
کاش قلبم از سنگ بود.
naarvan.bookworm
۲
چیزیُ که آدم دوست داره یادش بمونه فراموش می‌کنه و چیزیُ که دوست داره فراموش کنه یادش می‌مونه.
naarvan.bookworm
۲
کافی‌ست که چراغ را خاموش کنی. دیگر از نور نشانی نمی‌بینی.
naarvan.bookworm
۲
روزها خورشید ِسوخته مثل یک مادر عزادار که چراغی به دست گرفته باشد، دورِ زمین می‌گردد.
naarvan.bookworm
۲
‫خودت گفته بودی اگر آدم توی موارد پیش‌پاافتاده بدقولی کنه، توی کارای مهم‌تر هم بدقولی می‌کنه.
naarvan.bookworm
۲
می‌بایست جلوی خیال‌بافی‌های پسرش را می‌گرفت. اما دلش نمی‌آمد. چه می‌شد کرد جز خیال‌بافی؟
naarvan.bookworm
۲
در گوش او به نجوا می‌گوید: اما، با این حال من تو را دارم.
naarvan.bookworm
۲
می‌گن زن‌ها خوابِ خطراتیُ که عزیزان‌شونُ تهدید می‌کنه می‌بینن و مردها خواب خطرهاییُ که خودشونُ تهدید می‌کنه. من اما این روزها دیگه اصلاً خواب نمی‌بینم.