جملات زیبای کتاب جاده | طاقچه
تصویر جلد کتاب جاده

بریده‌هایی از کتاب جاده

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۶۹ رأی
۴٫۰
(۶۹)
شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
آرش
مردم خودشونُ برای فردا آماده می‌کردن. هیچ‌وقت به این نکته فکر نکرده بودم. اما فردا خودشُ برای شما آماده نکرده بود. حتی هیچ چی از شما نمی‌دونست.
علاقه بند
دیگه حوصله‌م از همه چیز سر رفته.
n re
فکر می‌کنم توی این دور و زمونه بهتره که آدم تا اونجا که می‌تونه کم حرف بزنه.
علاقه بند
شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
علاقه بند
همهٔ چیزهای زیبا و ستایش‌انگیزی که آدمی به آن دلبسته است در درد ریشه دارد؛ از اندوه و از میان خاکستر سربرمی‌آورد.
n re
یادت باشه که به هر چی فکر کنی، برای همیشه توی ذهنت باقی می‌مونه. بعد شاید روزی دوباره به فکرش بیفتی. اما آدم بعضی چیزها رو فراموش می‌کنه، مگه نه؟ آره. چیزیُ که آدم دوست داره یادش بمونه فراموش می‌کنه و چیزیُ که دوست داره فراموش کنه یادش می‌مونه.
Amirk2
پیرمرد سرش را تکان داد. من اعتقادمُ به این‌جور چیزا از دست دادم. سال‌های ساله. جایی که آدما نمی‌تونن زندگی کنن، حال خدایان هم بهتر از آدما نیست. خواهید دید. بهتره که آدم تنها باشه. برای همین امیدوارم حق با شما نباشه. برای این که واقعاً وحشتناکه که آدم با آخرین خدایی که باقی مونده همسفر بشه. برای همین امیدوارم حق با شما نباشه. اگه همه نابود بشن، وضع بهتر می‌شه.
ملیحه مهدوی
در این راه مردانی قدم برنمی‌دارند که پیام‌آورِ کلامِ خداوند باشند. آنها رفته‌اند. من تنها هستم، و آنها کلِ جهان را با خود برده‌اند. یک سؤال: چیزی که هرگز وجود نداشته چه فرقی دارد با چیزی که هرگز وجود نخواهد داشت؟
ملیحه مهدوی
‫هیچکی دوست نداره زنده باشه، هیچکی هم دوست نداره بمیره
naarvan.bookworm
فکر می‌کنم توی این دور و زمونه بهتره که آدم تا اونجا که می‌تونه کم حرف بزنه.
naarvan.bookworm
جای دوری نمی‌رم. همین طرف‌هام. اگر صدام کنی، صداتُ می‌شنوم.
وحید
به نظر این نویسنده، هرگاه انسان از خداوند دور بشود، شجاعت و فضیلت جای خود را به ترس و تبهکاری می‌دهد.
°•●☆ آسمان شب ☆●•°
‫حالت خوبه؟ ‫نه.
naarvan.bookworm
تو آدم خیلی شجاعی هستی؟ ترسو هم نیستم. شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
Mahsa_rhm
اگه همه نابود بشن، وضع بهتر می‌شه. جداً؟ معلومه. اما وضعِ کی؟ وضعِ همه.
وحید
تو آدم خیلی شجاعی هستی؟ ترسو هم نیستم. شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد. گفت: این که امروز صبح از رخت‌خواب بیرون اومدم.
وحید
صدای پارس سگ را دیگر نمی‌شنیدند.
1984
چنین باد. نظمی را پی بریز. بعد که همه چیزت را از دست دادی، از هیچ رسمی بساز و در آن روح زندگی بِدَم
مرضیه
چیزیُ که آدم دوست داره یادش بمونه فراموش می‌کنه و چیزیُ که دوست داره فراموش کنه یادش می‌مونه.
naarvan.bookworm
‫«هیچ‌وقت» زمانِ خیلی درازیه.
naarvan.bookworm
کافی‌ست که چراغ را خاموش کنی. دیگر از نور نشانی نمی‌بینی.
naarvan.bookworm
روزها خورشید ِسوخته مثل یک مادر عزادار که چراغی به دست گرفته باشد، دورِ زمین می‌گردد.
naarvan.bookworm
‫خودت گفته بودی اگر آدم توی موارد پیش‌پاافتاده بدقولی کنه، توی کارای مهم‌تر هم بدقولی می‌کنه.
naarvan.bookworm
می‌بایست جلوی خیال‌بافی‌های پسرش را می‌گرفت. اما دلش نمی‌آمد. چه می‌شد کرد جز خیال‌بافی؟
naarvan.bookworm
در گوش او به نجوا می‌گوید: اما، با این حال من تو را دارم.
naarvan.bookworm
می‌گن زن‌ها خوابِ خطراتیُ که عزیزان‌شونُ تهدید می‌کنه می‌بینن و مردها خواب خطرهاییُ که خودشونُ تهدید می‌کنه. من اما این روزها دیگه اصلاً خواب نمی‌بینم.
naarvan.bookworm
جادّه‌ای که دیگر وجود نداشت در این جا از روی رودی عبور می‌کرد که آن هم دیگر وجود نداشت.
naarvan.bookworm
به یاد نداشت که در زندگی خاطره‌ای دلپذیرتر از این لحظات را تجربه کرده باشد.
naarvan.bookworm
برای پدر و پسر، جهان در وجود آن دیگری خلاصه می‌شد.
n re

حجم

۱۹۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۲۷۳ صفحه

حجم

۱۹۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۲۷۳ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
تومان