جملات زیبای کتاب پرونده بالتیمور | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرونده بالتیمور

بریده‌هایی از کتاب پرونده بالتیمور

نویسنده:ژوئل دیکر
انتشارات:نشر البرز
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۴۶ رأی
۳٫۴
(۴۶)
حواست خیلی به زن‌ها باشه مارکوس! اگه با یکیشیون در بیفتی، انگار با همشون در افتادی، پدرت رو در میارن!
میلاد
می‌گفت یک بار بوسیدن اصلاً کافی نیست، ولی به نظر خود من خیلی هم زیاد بود. امروز که فکرش را می‌کنم، حسرت می‌خورم که چرا هر بار ده مرتبه بر صورت مادرم بوسه نمی‌زدم
smile
چرا کتاب می‌نویسم؟ چون کتاب‌ها از زندگی، قدرت بیشتری دارند. کتاب نوشتن بهترین راه انتقام است. کتاب‌ها می‌توانند از دیواری که هر کس پیرامون وجودش می‌کشد به راحتی عبور کنند و به باطن وی برسند. من کتاب می‌نویسم، چون نویسنده‌ام...
مهسا
تلویزیون همه چیز رو راحت کرده. با تبلیغاش به مردم می‌گه چی کار کنن و با فیلمایی که پخش می‌کنه، به ذهنشون جهت می‌ده.
Knowledge
خاطرات اصلی فقط در ذهن آدم حک میشه.
Zohreh
به نظر من زندگی وقتی معنا داره که ما بتونیم سه تا کار رو انجام بدیم: دوست داشته باشیم، دیگران دوستمون داشته باشن و بتونیم اگه کسی خطایی کرد، حالا هراندازه هم بد، ببخشیمش.
Zohreh
بدونه اینکه بخوای منو سؤال‌پیچ کنی، همین الان پاشو بیا بالتیمور.
hamtaf
نوشتن یک رمان، درست مانند رفتن به تعطیلات است. زندگی شما که تا پیش از آغاز کار بسیار آرام است، به ناگاه با هجوم شخصیت‌های بسیاری، دگرگون می‌شود، شخصیت‌هایی که خودتان وظیفهٔ خلقشان را برعهده دارید. فرض را بر این بگذارید که یک روز گرم تابستان، شخصیت‌های داستانتان با اتوبوس به خانهٔ شما می‌آیند و الان قرار است مدت زمانی را با آن‌ها بگذارنید، باید در کنارشان باشید و ازشان مراقبت کنید. شما دیگر مسئول همه چیز آن‌ها هستید. چرا؟ چون شما نویسنده‌اید.
n re
مردم دیگه تصویر می‌خوان. نمی‌خوان فکر کنن، فقط می‌خوان ببینن! از صبح تا غروب جون می‌کنن، دوست دارن بشینن با خیال راحت یه فیلم ببینن. خدارو شکر تلویزیون همه چیز رو راحت کرده. با تبلیغاش به مردم می‌گه چی کار کنن و با فیلمایی که پخش می‌کنه، به ذهنشون جهت می‌ده. بعدش نوبت یه نوشیدنی می‌رسه. خب دیگه، تبلیغ کوکا کولا بهشون می‌گه باید برن از یخچال خونه یه کوکا کولا بردارن. حالا زمان استراحت تموم شده، فیلم پخش شده و شکم مردم هم سیر شده، وقت چی می‌رسه!؟ یه تبلیغ جدید! آهای آقا و خانومی که نشستی داری تلویزیون می‌بینی، تو خیلی زشتی، در ضمن بدنت هم اصلاً روی فرم نیست، پس چرا از محصولات لاغری استفاده نمی‌کنی؟ چرا این کرم‌های صورت رو نمی‌خری؟ زندگی همینه
sepid sh
وودی، تو یه مشکلی داری، اونم اینکه می‌خوای از همه محافظت کنی.
Zohreh
دیگه وقتش رسیده که کتاب زندگی خودت رو بنویسی پسر!
la Luna
کتاب‌ها می‌توانند از دیواری که هر کس پیرامون وجودش می‌کشد به راحتی عبور کنند و به باطن وی برسند. من کتاب می‌نویسم، چون نویسنده‌ام...
mohammad
روزگاری بود که شخصیت‌های مشهور در ایالات متحده دانشمندان و فضانوردان بودند، اما آن روزگار عوض شده است، شخصیت‌های مشهور این دوره عملاً هیچ کاری انجام نمی‌دهند و وقت خود را به بطالت سپری می‌کنند.
sepid sh
هرکسی باید ایدهٔ کتابش رو فقط خودش پیدا کنه.
Zohreh
مشکل کسایی که سگ می‌خرن اینه فکر می‌کنن این خودشونن که سگ رو انتخاب می‌کنن، در صورتی که کاملاً برعکسه. این سگه که صاحبش رو انتخاب می‌کنه.
Zohreh
«شهرت مثل یه لباس می‌مونه که خیلی زود برات کوچیک میشه و مجبوری درش بیاری. مهم اینه که ببینی وقتی اون لباس رو درآوردی، بازم چیزی برای ارائه داری یا نه؟»
Zohreh
قضیهٔ اشتباه کردن یا نکردن نیست، قضیهٔ احساس کردنه. هیچ‌کس نمی‌تونه احساسات رو مهار کنه.
Zohreh
«وودی گم نشده مارکی که بخوای بری دنبالش. فرار کرده، یعنی دلش نمی‌خواد کسی پیداش کنه.»
Zohreh
شاید خوشبختی اصلاً یعنی همین مارکی، یعنی با چیزی که داری خوشحال و راحت باشی. حق داری.
la Luna
چقدر همه چیز زود ممکن است تغییر کند!
la Luna
کتاب‌ها می‌توانند از دیواری که هر کس پیرامون وجودش می‌کشد به راحتی عبور کنند و به باطن وی برسند.
la Luna
همه و همه باعث می‌شد اطرافیان با دیدهٔ تحسین به آن‌ها نگاه کنند. همیشه بر این تصور بودم تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی خواهند کرد، گمان می‌کردم هیچ چیز نمی‌توانست کوه استواری که عمویم درست کرده بود را تکان دهد. ولی خب... سخت در اشتباه بودم...
smile
من به خوبی احساس می‌کردم که پدر و مادر بزرگم عمویم را بیشتر از پدرم دوست دارند؛ گاهی وقت‌ها حسرت می‌خوردم که چرا پسر او نیستم.
smile
روزگاری بود که شخصیت‌های مشهور در ایالات متحده دانشمندان و فضانوردان بودند، اما آن روزگار عوض شده است، شخصیت‌های مشهور این دوره عملاً هیچ کاری انجام نمی‌دهند و وقت خود را به بطالت سپری می‌کنند
hamtaf
بیست سال دیگه کسی اصلاً کتاب نمی‌خونه. باور کن، ما داریم به همون سمت می‌ریم، مردم دیگه آن‌قدر درگیر گوشی‌هاشون می‌شن که کسی وقتی برای خوندن پیدا نمی‌کنه. می‌دونی، بهت قول می‌دم بچه‌های بچت وقتی یه کتاب ببینن، با همون تعجبی بهش نگاه می‌کنن که ما الان به لوح‌های مصر باستان نگاه می‌کنیم. آینده کتاب نیست. پس می‌شه بگی چیه؟ فیلم، سینما!
hamtaf
ابراز احساسات هیچ نیازی به سخن گفتن ندارد...
hamtaf
اصل زندگی همینه، اتفاقای خوب و بد داره و یه وقت‌هایی هم تو اصلاً نقشی توشون نداری. اتفاق بد در زندگی همه می‌افته، فقط باید توانش رو داشته باشی که اونارو پشت سر بذاری
hamtaf
مشکل تو هم دقیقاً همینه. تو می‌خوای مشهور بشی، نمی‌خوای خواننده بشی.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
از آنجا که تا آن زمان همه چیزمان را با هم تقسیم می‌کردیم، تصمیم گرفتیم هر سه نفرمان نیز آن دختر را به یک اندازه دوست داشته باشیم.
میلاد
همه چیز روزی آغاز می‌شود و روزی هم پایان می‌گیرد وکتاب‌ها نیز اغلب از آخر آغاز می‌شوند.
میلاد

حجم

۳۳۹٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۵۶ صفحه

حجم

۳۳۹٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۴۵۶ صفحه

قیمت:
۱۰۳,۰۰۰
تومان