همینجا درباره ترجمههای منثور اشعار فرنگی باید گفت که چندی بعد، اصرار مترجمانی نظیر دکتر پرویز ناتل خانلری، دکتر ذبیحالله صفا، شجاعالدین شفا و دیگران در کار برابرنهادنِ جملات خارجی و معادل فارسی آنها موجب درازی و کوتاهی سطور شد و شیوهای در پایانبندی جملهها بنیاد نهاد که نطفه شعر آزاد (یا بیوزن و قافیه) را در زهدان اندیشه برخی از شاعران مابعدِ نیما کاشت.
behrad ghasemzade
به عبارتِ سادهتر، تفاوتی که میان «شعر قدیم» و «شعر نو» وجود دارد بهجز تفاوت الگو نیست، بدین معنی که سرمشق «شعر قدیم» عربی بوده و سرمشق «شعر نو» غربی شده است و عناوینی از قبیلِ «شعر نیمایی»، «شعر آزاد»، «شعر سپید» و حتی «شعر امروز» و «شعر جدید» در محدوده سخنی میگنجد که از مغربزمین تأثیر پذیرفته است.
کاربر ۲۰۶۱۶۷۶