
کتاب آناکارنینا (خلاصه کتاب)
انتشارات:
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
رز
۲۱
چرا ریشهکنکردن گذشته اینقدر مشکل است؟ بله اما من میتوانم سعی کنم که به فکرش نباشم؛ باید این کار را بکنم.»
رز
۱۸
و جایی که عشق تمام شود نفرت شروع میشود.
a.s.y
۱۷
خانوادههای خوشبخت شبیه همند؛ اما گرفتاریهای یک خانواده بداقبال، خاص خودش است.
sayna.s
۱۴
هیچ وضعی نیست که راه گریزی نداشته باشد
رز
۱۳
دالی محجوبانه جملهای از کتاب مقدس را برای او نقل کرد: «به آنانی که از شما نفرت دارند، احسان کنید...»
«آنان را که از شما نفرت دارند دوست بدارید. اما نمیتوانید کسی را دوست بدارید که از او نفرت دارید.
Nika
۱۲
«هر قلبی اسرار خودش را دارد.»
sayna.s
۱۱
ما خلق شدهایم تا زجر بکشیم و همهمان این را میدانیم و سعی میکنیم وسایلی اختراع کنیم تا خودمان را گول بزنیم
رز
۷
قلب تو سرشار از خوبی و خلوص است.»
آنا گفت: «هر قلبی اسرار خودش را دارد.»
رز
۷
«من هر چیزی را که از پدرانم از راه عرق جبینریختن به من رسیده باشد را باارزش قلمداد میکنم؛ اشراف یعنی ما نه آنهایی که زیر سایه صاحبان قدرت زندگی میکنند و خودشان را به کوچکترین مبلغی میفروشند.»
sayna.s
۷
«و اینطور میشود که آدمها به خودشان شلیک میکنند... برای فرار از حقارت.»
Nika
۴
چرا ریشهکنکردن گذشته اینقدر مشکل است؟
sayna.s
۴
خانوادههای خوشبخت شبیه همند؛ اما گرفتاریهای یک خانواده بداقبال، خاص خودش است.
sayna.s
۴
هیچ وضعی وجود ندارد که آدمی نتواند خود را به آن عادت دهد
|قافیه باران|
۴
«ما در ده سعی میکنیم غذا را تا جایی که ممکن است تند بخوریم تا بتوانیم به کارهایمان برسیم و حال در اینجا من و شما داریم سعی میکنیم تا جایی که ممکن است شامخوردنمان طولانی بشود...»
«البته تمام هدف تمدن این است که هر چیزی را به سرچشمه لذت تبدیل کند.»
sayna.s
۳
«در این دنیا نمیشود به چیزی دلخوش بود.»
sayna.s
۳
با اینحال میبایست تا زمان فرارسیدن مرگ بهنحوی زندگی کند.
sayna.s
۳
هیچیک از آنها آزردهخاطر بودن خود را آشکار نمیکردند، اما هر یک، آن دیگری را مقصر میدانست و از هر فرصتی برای اثبات این مدعا بهره میگرفت.
mim.nadaf
۳
زندگی برای روح، بهخاطر خدا. من چیزی کشف نکردهام. فقط چشمهایم را باز کردهام. آن قدرتی را شناختهام که نهتنها در گذشته به من جان داده است بلکه حالا هم به من زندگی میدهد. من از نادانی نجات پیدا کردهام و حق متعال را شناختهام.
Akbar Aghaii
۳
خانوادههای خوشبخت شبیه همند؛ اما گرفتاریهای یک خانواده بداقبال، خاص خودش است
|قافیه باران|
۳
اگر نمیدانستم که انسان باید برای خدا زندگی کند نه بهخاطر نیازهای خودش، آنوقت چه وضعی داشتم و چه جور زندگی میکردم؟
|قافیه باران|
۳
نزدیک بود گریه کند؛ دو دختر خندان گذشتند. با خود گفت: «نمیدانم چطور میتوانند بخندند! به احتمال قوی، از عشق، خبر ندارند که چه چیز وحشتناک و مصیبتباری است...
Farzane H
۳
آبلونسکی گفت: «بگذار اینطوری برایت بگویم. فرض کن ازدواج کردهای و همسرت را هم دوست داری، اما مجذوب زن دیگری میشوی...»
لوین حرفش را قطع کرد: «من واقعاً این موضوع را درک نمیکنم. چطور میشود که من شامم را بخورم بعد یکراست به نانوایی بروم و نان بدزدم.»
«خب چه ایرادی دارد، گاهی یک نان بوی خوبی دارد و تو نمیتوانی مقاومت کنی.»
رز
۲
«البته تمام هدف تمدن این است که هر چیزی را به سرچشمه لذت تبدیل کند.»
|قافیه باران|
۲
«من فکر میکنم اگر به تعداد آدمها، تنوع فکر وجود داشته باشد، پس به تعداد دلها هم انواع عشق وجود دارد.»
محمد
۲
جایی که عشق تمام شود نفرت شروع میشود.
دنیائی
۲
با خود گفت: «اگر بهخاطر این اعتقادات نبود و اگر نمیدانستم که انسان باید برای خدا زندگی کند نه بهخاطر نیازهای خودش، آنوقت چه وضعی داشتم و چه جور زندگی میکردم؟
«مردم را میچاپیدم، دروغ میگفتم، جنایت میکردم و هیچکدام از موجبات سعادتی که دارم برایم فراهم نمیشد.»
M.veysizadeh
۲
آنا گفت: «هر قلبی اسرار خودش را دارد.»
sayna.s
۱
«هر قلبی اسرار خودش را دارد.»
کاربر ۱۹۸۵۷۸۴
۱
شکیبایی بیحدوحصرش در برابر مردم که ریشه در آگاهی از نقایص خود داشت و آزادیخواهی فطری که در خونش بود باعث میشد که در برخورد با همه آدمها یکسان رفتار کند و از سوی دیگر او به کارش علاقه داشت و همین امر کمکش میکرد تا هیچوقت خسته نشود و اشتباه نکند.
marya
۱
«البته تمام هدف تمدن این است که هر چیزی را به سرچشمه لذت تبدیل کند.»
